Friday, June 19, 2009

نصيحتي به رهبر حكومت اسلامي ، 30 تيرماه سال 1331 را به ياد مي آوريد؟


اين جوانان در سال 1357 تنها خواهان تغيير رژيم بودند نه هيچ چيز كمتراز تغيير پهلوي رضايت ندادند


در تاريخ 30 تيرماه سال 1331 مردم ايران با تجمع در خيابانها تنها خواهان بركناري قوام از نخست وزيري و روي كار آمدن دكتر مصدق بودند. هرچند شاه پس از به خاك و خون كشيده شدن مردم ايران با درخواست مردم ايران موافقت نمود اما همواره در صدد بركناري دكتر مصدق بود در 28 مرداد 1332 ارتشبد زاهدي طي يك كودتا دولت دكتر محمد مصدق را بر كنار نمود. هرچند مردم در آن تاريخ ، سكوت پيشه كردند اما اين سكوت آتشي بود زير خاكستر كه در سالها بعد  ديگر مردم نه تنها خواهان بركناري نخست وزير نبودند كه خواهان بركناري شاه شدند اما شاه همچنان در توهم درخواست مردم ، در مورد تغيير نخست وزير بود. اين تغييرات بيشتر در دهه پنجاه رخ داد ابتدا جمشيد آموزگار را به نخست وزيري برگزيد اما مردم قبول ننمودند سپس نوبت به شريف امامي رسيد تا تشكيل دولت دهد اما اين دولت نيز دوامي نيافت سپس شاه تصميم گرفت با قدرت قهريه با مردم برخورد نمايد لذا يك نظامي به نام ارتشبد ازهاري را به نخست وزيري منصوب نمود تا با قدرت نظامي به مردم برخورد نمايد اما باز هم چيزي عايد شاه نشد چراكه مردم ديگر رژيم را نميخواستند و خواهان تغيير رژيم بودند.شاه براي جلوگيري از تغيير رژيم شاهپور بختيار كه چهره اي كاملا ملي داشت و مورد توجه ملي گريان بود را به عنوان نخست وزيري انتخاب كرد اما آتش خشم مردم به حدي رسيده بود كه ديگر هيچ چيزي به جز تغيير رژيم نميخواست و در 22 بهمن 1357 اين مهم به وقوع پيوست و رژيم پهلوي دوران حكومتش به پايان رسيد. اين روزها مردم ايران تنها خواهان انتخاب شخصي هستند كه انتخابش كرده اند و مي گويند تنها احمدي نژاد را نميخواهند اما جالب آن است  رهبرجمهوري اسلامي همچنان خواهان ماندگاري محمود احمدي نژاد است و بقولي از اين كودتا حمايت نموده است. امروز رهبر جمهوري اسلامي در نماز جمعه از سويي از انتخابات حمايت نمود و از سويي ديگر به مخالفان خود هشدار داد و جالب آنكه در آخر سخنان خود با جملاتي ترحم برانگيز خود را ناقص و به علت نداشتن يك دست و بدني مجروح كه ديگر عمري براي ادامه زندگي آنچناني ندارد معرفي نمود.

اين مقاله تنها نصيحتي بود براي رهبر حكومت اسلامي ، اميد آنكه در اثر افتد

 

In 22 July 1952 with a gathering of people just want the streets Ghavam dismissed from work on the Prime Minister Dr. Mossadegh were coming. Although the Shah after the soil and people of blood drawn with the application of the agreed figure, but always dismissed Dr. Mossadegh was 29 August 1953 General Zahedi government during a coup to oust Dr. Mossadegh be. Although people in the history, but they remained silent and the silence was fire under ash years later in people who want not only dismissed the Prime Minister did not want the Shah were dismissed, but the king still illusion request, the Prime Minister had changed. These changes occurred more than fifty decades (1971~1978) Jamshid Amozegar first to accept the Prime Minister chose. but then turn to Sharif Emami was to form a government to government, but this did not last the Shah then decided force majeur power so people can encounter in a military General Azhari name to be appointed Prime Minister to encounter people with military power, but still can not because of anything other income Shah regime did not want regime change and wants were. Shah prevent Shahpur Bakhtiar regime change completely the face of national National attention was crying and was selected as Prime Minister, but so has the anger of the fire was anything other than a regime change and did not want this important 11 February 1978 occurred during the Pahlavi regime and Pahlavi regime came to an end. These days, only the Iranian people want a personal choice and that choice have only say Ahmadinejad is interesting, but do not want Islamic government Mahmoud Ahmadinejad still wants survival and legume has supported this coup. Today’s Friday Prayers Leader of the Islamic Republic in hand to support the election and be the other hand their opponents warned that they and interesting in the last sentences of his speech, with its incomplete and controversial pity because a lack of body injured and the other for life more Life not be introduced.

This article only advice was to lead the Islamic state, before the hope of going

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 13:54:19 | Permalink | Comments (2)

Tuesday, June 16, 2009

مشاهدات بهشت از راهپيمايي 25 خرداد 1388

ديروز روز من ، روز تو ، روز ما بود . ديروز روز مردم ايران بود ، شور و شعف و حضور ، مردم ايران با تمامي وجود آزادي را فرياد ميزدند و خواهان آن بودند و كسي جلودارشان نبود. آفرين بر اين مردم آفرين بر اين آغاز. ديروز نزديكي هاي ساعت 10 تا 11 صبح در ميدان آزادي بودم پليس هاي ضد شورش بسياري بودند و هنگامي كه براي گرفتن عكس اجازه خواستم با جواب منفي آنها مواجهه شدم. پس از آن به گردش دور ميدان پرداخته و در گوشه و كنار ميدان جواناني را ديدم كه مترصد حضور بودند براي ساعت 4 بعد به سمت ميدان انقلاب حركت نمودم در تمامي طول مسير لباس شخصي هايي كه گويا قصد داشتند خود را به مردم نشان بدهند را ديدم برايم عجيب بود لباس شخصي تنشان بود اما اسلحه هاي كمري خود را آشكار در معرض ديد عموم قرار داده بودند. براي چه؟ براي ترساندن مردم ، هيهات ، آيا مردم ترسيدند ؟ هرچه به زمان موعود نزديك تر مي شديم شمار مردم هم بيشتر ميشد و جالب آن بود كه با افزايش حضور مردم در خيابانها ، تعداد نيروهاي امنيتي كمتر شد و حوالي ساعت 14 فقط لباس شخصي ها در خيابان ها بودند و به مرور افراد لباس شخصي تغيير مكان ميدادند و اسلحه هاي خود را نيز مخفي مي نمودند كه اين هم در نوع خود جالب بود :) اما از ساعت 15:30 به بعد به يكباره توگويي شوري در ميان مردم افتاده است جمعيتي عظيم خيابانها را فرا گرفت و تبديل به موجي عظيم شد موجي كه هرگز كسي را توان مقابله با آن نبود. به مرور نيز بر اين جمعيت افزوده مي شد  تا جايي كه ديگر جايي در ميدان نبود و مردم در خيابانهاي منتهي به ميدان آزادي تجمع نموده بودند ولي باز هم تجمع بسيار فراتر از تصور بود طبق گفته شاهدان اين جمعيت تا ميدان امام حسين همچنان ادامه داشته است يك لحظه ياد سال 57 افتادم و تظاهراتي در خيابانها بود هرچند در آن زمان  كودك بودم ولي آن دوران را بخوبي به ياد دارم. و بر همين اساس عكسي كه ديروز از نزديك ميدان آزادي گرفتم نيز يادآور آن دوران بود كه با عكس سال 57 در بالا به نمايش در آمده است. نكته جالب توجه شعارهايي بود كه مردم ساخته بودند شعارهاي بسيار شيرين و شنيدني همچون : هاله نورو ديده راي مارو نديده  - خس و خاشام تويي دشمن اين خاك تويي- اگر امام زنده بود احمدي شرمنده بود- تقلب 1درصد 2 درصد نه 53 درصد-بازم تقلب شده احمدي سيد شده - احمدي به هوش باش ما ملتيم نه اوباش و ….. تقريبا حوالي غروب بود كه پس از سخنان جبهه اصلاحات مردم در حال بازگشت بودند اما يك باره صداي تيري شنيده شد و يكي از نيروهاي بسيجي از پايگاهشان (نزديك ميدان آزادي) به بيرون آمده  و شروع به تيراندازي نمود كه شوربختانه يك نفر فرزندان پاك ميهن شهيد شد و تعداي ديگر نيز زخمي شدند. حماقت اين بسيجي براي خودش نيز دردسر ساز شد و توسط مردم كشته شد. و البته پايگاه بسيج شان نيز به آتش كشيده شد تا حضرات باور كنند موج خروشان مردم را. هنگامي كه در خيابانهاي اطراف ميدان آزادي حركت مي كردي  تصورت به يك جنگ داخلي بود آتش هايي به ارتفاع بيش از يك متر و سنگهايي به بزرگي توپ هندبال خودنمايي مي كردند و پليس ضد شورشي كه در كوشه و كنار از ترس جان پناه گرفته بود. اما شوربختانه ديروز 7 تن هم ميهنان جان بركف شهيد راه آزادي شدند تا آزادي را فرياد بزنند با تمام وجود.يادشان گرامي باد.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 11:27:45 | Permalink | No Comments »

Saturday, June 13, 2009

كميته صيانت آرا: محمود احمدي نژاد 100 درصد آرا را بدست آورد !؟


پرزيدنت محمود احمدي نژاد 100 درصد آرا را بدست آورد!؟ ملت ايران يكصدا به محمود احمدي نژاد راي داد
ميرحسين موسوي 0 درصد
مهدي كروبي 0 درصد
محسن رضايي 0 درصد
:)
كميته صيانت از آراي ملت
Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 05:19:10 | Permalink | No Comments »

Thursday, June 11, 2009

آيا تنها بايد از ميان چيز و ناچيز يكي را انتخاب كرد؟

 

تنها يك روز مانده تا يك مترسك براي چهار سال آينده انتخاب شود!؟ و شور و شوق مردم عوام نيز كه جاي خود دارد ، گويا اين ملت همه گذشته را فراموش نموده اند و تصور ايشان بر اين است كه با شركت در اين انتخابات مي توانند بر فرض ميرحسين موسوي را انتخاب نمايند تا مثلا محمود احمدي نژاد ديگر رئيس جمهور نشود. واقعا جاي شوربختي است كه مردم ايران ميخواهند از ميان چيز و ناچيز انتخاب نمايند. آيا براستي مردم اين قدر درمانده شده اند كه مجبور هستند از ميان اين دو، يكي را انتخاب نمايند؟ در اين مدت بيش از 10 شهر ايران را گشتم و با افراد مختلف به مصاحبه پرداختم. با چهار نفر از نمايندگان چهار نامزد مصاحبه نمودم با روشنفكراني بزرگي نيز مصاحبه نمودم ، البته همچنان نظر بنده عدم شركت مي باشد اما اگر دوستاني همچنان اصرار به راي دادن دارند طبق همان نظر پوپوليستي كه هركسي بشود بهتر از احمدي نژاد است. لذا پس از اين تحقيقات و با توجه به حمايت گروه ها و افراد روشنفكري همچون دفتر تحكيم وحدت ، ادوار، عطاالله مهاجراني ، جميله كديور ، احمد زيد آبادي ، عبدالكريم سورش ، بزرگ دراويش گنابادي و… از يك سو و همچنين با توجه به مشاورين ، معاونين و وزراي انتخابي توسط تيم مهدي كروبي و از همه اينها مهمتر با توجه به وعده هاي انتخاباتي آقاي كروبي در مورد حقوق بشر ، آزادي بيان ، حق برابري زن كه همان تغيير براي برابري است و از همه اينها مهمتر حجاب اختياري كه توسط ايشان وعده داده شده است (و هيچكدام از سه نامزد ديگر حتي كوچكترين اشاره اي هم به اينها ننموده اند) مهدي كروبي را از ديگر كانديداها برتر ميدانم . به گمان در مهدي كروبي و تيم همراهش رنسانسي در راه است. اما در ساير نامزدها : در سخنان جناب موسوي صداقت نديدم در گفتار احمدي نژاد تناقض ديدم ودر مباحثه رضايي حكومتي به سبك سپاه پاسداران انقلابي ديدم. 

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 13:19:09 | Permalink | Comments (1) »

Tuesday, June 9, 2009

ايكاش اين جواناني كه شبها خيابانها را اشغال ميكنند آزادي جلوه ها و بهروز ها را فرياد ميزدند

 

اين روزها كه فضا ، فضاي انتخاباتي است از ساعتهاي 6 ~ 7 بعد از ظهر به بعد خيابانها شلوغ ميشود از تجمع مبلغين انتخاباتي ، كارناوال هايي كه در تبليغ از اين و آن ميشود و مردمي كه كه به خيابانها آمده و فضا را شلوغ تر مي نمايند. راه ها براي تردد خودرو ها بسته ميشوند و خودروها به سختي به حركت در مي آيند. بيچاره خانواده اي كه در اين شرايط مريضي اورژانسي داشته باشد و قصد بردن مريض خود به مراكز درماني را داشته باشد و يا آتش نشاناني كه بايد به محل وقوع حادثه بروند و… ايكاش هرچه زودتر اين انتخابات برگزار شود و اين فضاي انتخاباتي تمام شود ، شايد ديگر تزوير و ريا مشاهده نشود. امروز خانم زهرا رهنورد از يكي از روزنامه هاي تهران بازديد به عمل آورد . جاي شوربختي است  هرگز نميخواهم بگويم بايد با تجملات به اينگونه مراسم رفت ، اما از تزوير نيز بيزارم ، آيا خانم زهرا رهنورد كه استاد دانشگاه هستند ، سالها در تلاش و كار هستند آنقدر توان مالي ندارند كه يك خودرو جديد بخرند ؟ و با يك پيكان مدل 1354 به بازديد و مناظرات و … ميروند ؟ راستي تزور و ريا تا چه حد؟ آيا اگر نامزدي با يك خودرو لوكس در انتخابات شركت كند راي نخواهد آورد ؟ و يا شايد هم مردم به خودرو نامزدها  نگاه ميكنند و اگر فقيرانه بود به آن راي ميدهند و اگر لوكس بود راي به ديگري ميدهند ؟ (بي احترامي به مردم تا چه حد؟) تجمل اصلا خوب نيست اما تزوير صد برابر از تجمل بدتر است.. بيچاره جواناني كه در راه آزادي ملت ايران قدم برداشته اند و فريب اين تزوير و ريا را مي خورند. حضرات چه اميدي نسبت به اين ملت داشته اند كه اين ملت اينگونه خام نامزدها شده اند ، بيچاره بهروز جاويد تهرانيها ، بيچاره جلوه جواهريها و حيف از خون اكبر محمديها. ايكاش اين جمعيت انبوهي كه همه روزه در خيابانها جمع ميشوند يكصدا فرياد ميزدند براي آزادي بهروز جاويد تهراني ها ، براي جلوه جواهري ها براي آزادي دانشجويان زنداني اميركبير براي آزادي همه دانشجويان زنداني ، براي زناني كه فرياد زدند آزادي و برابري را ، ايكاش ايكاش ايكاش

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 10:46:34 | Permalink | Comments (7)

Saturday, June 6, 2009

هيچ بقالي نمي گويد ماست من ترش است

 

مناظره اي بود ميان آقاي احمدي نژاد و آقاي كروبي ، در  اين مناظره آقاي احمدي نژاد هرآنچه مي خواست آمار داد. آمار از مهار تورم ، آمار از رشد اقتصادي ، آمار از كاهش بيكاري آمار از…. . در گذشته هنگامي كه از چيزي تعريف مي نمودند و گاه تعريف از حد خارج مي گشت مي گفتند :”پس دنبه اش كو؟ ” مصداق بارز اين آمار آقاي احمدي نژاد است. جناب اقاي احمدي نژاد در آمار هاي ارايه داده شده توسط شما كه توسط كارگزاران خودتان انجام شده !!! عنوان فرموديد كه بيكاري كاهش پيدا كرده است !؟ اما تعداد افراد بيكار در جامعه آنقدر زياد است كه با چشم غير مسلح و در ميان اقشار مختلف جامعه قابل مشاهده است. آمار داده ايد كه اقتصاد رشد داشته است كدام اقتصاد ؟ پاي صحبت هر كارخانه دار، صاحبان مشاغل و توليد كننده اي كه بنشينيد از ورود كالاهاي چيني به ايران مي نالند و مي گويند عنقريب ورشكست خواهند شد. آمار از مهار تورم داده ايد ، آقاي احمدي نژاد ، شما با سواد و ما بيسواد ، ما هيچ اقتصاد و تورم نمي دانيم. اما براي سيركردن شكم به قصابي ميرويم و قيمت گوشت را مي بينيم. همين قيمت گوشت را بفرماييد كه آيا گران شده است يا ارزان شده است ؟ قدرت خريد مردم در مورد گوشت چقدر است ؟ آيا مي دانيد كه قيمت گوشت به مرز دوازده هزار تومان رسيده است ؟ مردم كوچه و خيابان از شما آمار نمي خواهند ، مرحمت فرموده  قيمت گوشت را كم كنيد ، آيا مي دانيد به علت همين گراني گوشت چه قشر بزرگي از همين ملت كه شما به آنها مي نازيد توان خريدن گوشت را ندارند ؟ تمامي آمار و ارقام پيش كش ، قيمت گوشت را درست كنيد . آيا اين توان را داريد ؟ بسمه الله. اگر نه ما به خير و شما و آمارهايتان به سلامت. نازنين رئيس جمهور ، هيچ بقالي در دنيا يافت نمي شود كه بگويد ماست من ترش است از من ماست نخريد. مركز آمار زير نظر نهاد رياست جمهوري اداره ميشود و بالطبع تابع دستورات رئيس جمهور است و به يقيين از نهاد رياست جمهوري حمايت مي كند. بقالي شما قدري بزرگتر از بقالي هاي ماست فروش است در دكان شما آمار مي دهند و زشت را زيبا جلوه ميدهند چه جاي دفاع است ؟ فرموديد كه بسياري از  كشورهاي ديگر نيز آمار هاي شما را مورد تاييد قرار داده اند ؟!؟ جل الخالق !؟ كدامين كشور بوده كه اين آمار را تاييد نموده است ؟ ونزوئلا ؟ سوريه ؟ و يا شايد هم حزب الله لبنان !؟ آقاي احمدي نژاد “بلومبرگ” آمارگر اقتصادهاي جهاني است هرآنچه بلومبرگ را زيرو رو نمودم نشاني از آمار موفقي كه شما به آن اشاره نموديد نيافتم ، شايد هم صهيونيست ها شبانه به سراغ بلومبرگ رفته اند و آمار هاي شما را تحريف نموده اند!؟ آقاي دكتر با اقتصاد غلط شما بورس ايران رو به نابودي نهاد و در حال حاضر تالار بورس تهران تنها سايه اي از يك بورس را دارد و نه خود بورس. در مورد بانك مركزي آنچنان آماري داده ايد كه توگويي وال استريت بايد بيايد و براي پيشبرد اهدافش از شما الهام بگيرد.اما در عمل حتي طهماسب مظاهري كه از بدنه دولت خود شما بوده است نسبت به سياستهاي غلط شما در بانك مركزي سر به فغان نهاد. دوستي مي گفت احتمالا رئيس جمهور آمار را بر عكس گرفته اند!؟ خدا ميداند. اما در مورد تاختن به خاندان هاشمي ، ناطق نوري و … با شما هم عقيده هستم بله همگي ايشان و خيلي هاي ديگر سوء استفاده هاي مالي اختلاس و برداشت هاي ناصواب و رانت خواري كلان نموده اند ، اما مهربان رئيس جمهور ، چرا در هنگامه انتخابات به اين نتيجه رسيده ايد كه ايشان دست به اين خلاف ها زده اند !؟ چرا زودتر ايشان را رسواي خاص و عام ننموديد؟ آيا دانستن خلاف سران نظام و گزارش ندادن به ملت خلاف نيست ؟ آيا دانستن اين اختلاس ها دزدي ها رانت خواري و اعلام ننمودن آن به مردم جرم نيست ؟ آيا اين عدم صداقت با ملت نيست ؟ سه سال و اندي فرصت داشتيد تا اين اختلاس گران را به دادگاه بكشانيد اما اينگونه عمل ننموديد حال در هنگامه انتخابات يادتان آمده كه فرزندان هاشمي چه كردهاند ؟ فرزندان ناطق چه كرده اند ؟ نازنين احمدي نژاد جهت شما عرض مي گردد كه تنها ايشان نبوده اند بلكه ، ديگران نيز بوده اند ، خاندان واعظ طبسي ، خاندان مكارم شيرازي ، خاندان محمد يزدي و …  راه دور چرا برويم ، بيچاره عباس پاليزدار ، دل به حمايت شما داشت و اندكي از اخبار غير هم حزبي هاي شما را عيان نمود چه بر سرش آوردند ؟ دزدش خواندند و مختلس ، تشويشگر اذهان عمومي اش خواندند و منحرف. در حمايت از او چه كرديد ؟؟ در اين مصاحبه سوال هاي بسياري را جواب نداديد در حالي كه وقت براي جواب داشتن داشتيد جوابي براي گفتن نداشتيد !؟ هاله نور را جواب نداديد !؟ توضح نداديد كه چرا آمريكايي ها سعي در دزديدن شما را داشتند و چه شد كه مجذوب شما شدند !؟ نفرموديد كه چگونه سربازان آمريكايي از فرمان رئيس جمهور كافر خويش سرباز زدند و شيفته رئيس جمهور كشور ايران شدند !؟ براستي اگر چنين است باور بفرماييد بسياري از ملت ايران حاضرند اين از خود گذشتگي را كرده و رئيس جمهور خويش را به آمريكائيان پيش كش بدهند تا ايالات متحده را به سرمنزل مقصود برساند و دست از سر اين ملت مفلوك بردارد. اشاره فرمودد به اينكه اگر كسي توانست مدركي از دادن وام به آقاي محصولي ارايه دهد تمامي وام را به ايشان مي دهيد ، مهربان محمود ، بانكها زير نظر رياست جمهوري مشغول به فعاليت هستند آيا حاضر ميشوند بر عليه رئيس خود مدرك به بيرون دهند ؟ از همه اينها گذشته كم نبوده وامهايي كه تنها با يك دستور شفاهي به از ما بهتران داده شده است ، حال مدرك مي خواهيد !؟ بسي تاسف. خوش زبان رئيس جمهور ، بحث زياد است و مجال اندك تنها يك بار ديگر اين نكته را خدمت شما عرض مي كنم كه هيچ بقالي نمي گويد ماست من ترش است.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 22:46:33 | Permalink | No Comments »

آيا اگر كسي طرفدار موسوي نباشد مطلقا طرفدار احمدي نژاد است ؟

 

در اين روزهاي انتخابات هتك حرمت و بي احترامي جزء لاينفك انتخابات شده است توگويي انتخابات بدون اين ناخالصي ها معنايي ندارد. اما از همه بدتر طرفداران جناب ميرحسين خان هستند كه گمان ميكنند هرآنكس كه با جناب ميرحسين خان موسوي مخالفت كند يعني حامي محمودخان احمدي نژاد است !؟ آخر اين چگونه منطقي است كه هر مخالف خود را اينگونه بناميم براستي چه بر سر اين ملت آمده است !؟ آيا حتما بايد در اين انتخابات  شركت نمود؟ و آيا در صورت شركت در انتخابات بايد حتما طرفدار ميرحسين خان موسوي بود ؟ و اگر طرفدار ايشان نباشيم يعني طرفدار احمدي نژاد هستيم !؟ آخر اين چگونه منطقي است ؟ آيا اين بنوعي ديكتاتوري نيست ؟ جوانان طرفدار موسوي كه بدنبال آزادي ميگردند ، آيا از ديد ايشان آزادي اين است ؟ كه هركسي با ما نيست دشمن ما است ؟ آيا نميتوان صرفا مخالف انتخابات بود؟ و ايا نميتوان از نامزدها انتقاد نمود؟ در مقاله قبلي عليرغم اينكه كيفيت احمدي نژاد و موسوي بيان شده و نسبت به آن انتقاد شده بود دوستان موسوي  تبار با انتقادات گسترده ، خيابان بهشت را به انتقاد گرفته بودند. آيا اين است دولت مطلوب ايشان كه تشكيل خواهد شد ؟ دولتي كه مخالف هرگونه انتقادي است ؟ پس چه فرق است ميان اين دولت احمدي و دولت موسوي ؟  

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 12:50:02 | Permalink | Comments (3)

Thursday, June 4, 2009

شبي كه مير حسين جوانان را دلسرد كرد

امشب مناظره تلويزيوني ميان آقاي احمدي نژاد و جناب ميرحسين موسوي بسيار خوب برگزار دش ايكاش همواره انتخابات باشد تا حضرات اينگونه پته يكديگر را روي آب بريزند. هرچند در مورد آقاي احمدي نژاد زياد نمي توان مانورداد و در مورد آن صحبت كرد چرا كه خود عيان است كه چه دولتي است و چه ها كرده و چه آبروها كه برده است. تقريبا اكثريت مردم دولت احمدي را در طول اين دولت نهم شناخته اند و نيازي به بازگويي نيست ، اما چقدر اين حقير و ديگر دوستان فرياد زديم كه اين جوانان حتي تاريخ بسيار نوجان اين ده ساله را نميدانند و به حمايت از جناب مير حسين پرداخته اند گوش اين جوانان بدهكار اين حرفها نبود اما چه خوب است كه انتخاباتي باشد و در پي آن افشاگري ها ، اما از همه اينها بدتر وضعيت خود جناب ميرحسين است !؟ جناب ميرحسين در هنگام صحبت با صدايي لرزان سخن را آغاز نمود ، به طوري كه يك آن حقير تصور نمود كه ايشان لقوه دارند !؟ اما دوستي كفت نه احتمالا از مقابله با آقاي احمدي نژاد ترس بر او مستولي شده است. اگر به اين دو موضوع بپردازيم ابتدا اگر رئيس جمهوري لقوه دارد كه اصلا نبايد در انتخبات شركت داده شود اما اگر از ترس با جناب محمود خان ترس بر او چيره شده باشد بايد گفت وا مصيبتا ، ايشان اگر فردا روزي رئيس جمهور شود چه بر سر اين ملت خواهد آمد!؟ دولتي ترسوي !؟ از طرفي در طول اين مناظره هرگاه جناب ميرحسين سوالي مي نمود جواب محمود خان آماده بود كه اين مسئله بسيار شك برانگيز نمود، ذكر اين نكته كه توگويي سوالات جناب ميرحسين پيش از مناطره تلويزيوني لو رفته بود. و جناب محمودخان با ليستي بلند بالا در اين مناظره شركت نموده بود. و هرسوالي از جانب آقاي ميرحسين جوابي آماده داشت. آيا جناب ميرحسين به اطرافيان خويش اطمينان دارد؟ اگر دارد چگونه است كه سوالات لو رفته اند؟ و اگر نه !؟ بيچاره نو راي دهندگاني كه محبوبشان جناب ميرحسين است . در لحظاتي كه محمودخان سخن از يك زن به ميان آورد بلادرنگ فهميدم كه اين زن زهرا رهنورد خواهد بود و حتي پيش از اعلام توسط محمودخان به شهادت حاضرين دوستان حقير عنوان نمود كه اين زن كه قرار است از آن سخن به ميان آيد ه بلاشك خانم رهنورد است. راستي خانم رهنورد كه اينقدر دم از عدالت اجتماعي ميزنند براي پاسخگويي به اين موارد غير قانوني اعلام شده چه خواهند كرد؟ البته در تمامي طول دوران حكومت اسلامي ، حضرات يك ديوار به نام حاشا در سردر خانه خويش زده اند. به هرجهت پس از حركت ناشيانه محمود خان در مورد همسر جناب ميرحسين هم ضربه به خود بود و هم ضربه به ناخودي بود . به هر جهت گويا نامزدها شمشيرها را از رو بسته اند. چهره زشت و كريه هردونامزد بر همگان روشت است. ايكاش همواره انتخابات بود تا اين چهره پردازي ها عيان گردد و تنها يك نكته مي ماند نوجواناني كه ديشب در خيابانها و ميادين اصلي شهر يك لنگه پا عكس ميرحسينن خان را در دست گرفته بودند و به همه مردم نشان ميدادند به يقين ديشب اين نوجوانان فهميدند كه به بازي گرفته شده اند.
Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 04:09:33 | Permalink | Comments (1) »

Monday, June 1, 2009

دانشجوياني كه عوام شده اند عوامي كه سياستمدار شده اند

 

يگ گروه كاري از دوستان جهت انجام آماري در خصوص انتخابات پيش رو گرد هم آمده و سعي نمودند تقريبا از قشرهاي مختلف در اين آمار را شرگت داشته باشند. شايد قبل از انجام اين آمار هرگز اين تصور نبود اما متاسفانه در آمار بدست آمده علت راي دادن را بسياري از افراد اينطور عنوان نموده بودند راي ميدهيم تا احمدي نژاد رييس جمهور نشود. اين نوع نگرش يك نگرش پاپيوليستي (populist) است يا به اصطلاح عوام گويانه است. و اگر اين گفته از جانب عوام مي بود ملالي نبود اما جاي شوربختي است كه اكثريت قشر دانشجو و محصل علت راي دادن خود را با همين جمله آغاز نمودند. براستي قشر جوان و در حال تحصيل ما روي به كدام سو ميرود ؟ از همه جالب تر اقشاري كه در اين راي گيري جزو عوام به حساب مي آمدند و در انتخابات شركت نخواهند كرد چنين عنوان ميكردند كه اين انتخابات بازي است و هيچ فرقي ميان ايشان نيست. آيا اتفاقي در اين كشور افتاده كه عوام سياستمدار شده اند و قشر دانشجو عوام !؟ در ابتدا بايد عنوان شود كه هنوز تا انتخابات چندين روز مانده است و چه بسا ممكن است افكار تغيير نمايند و عقيده ها نيز عوش شوند اما به هرجهت اين آمار با همت دوستان تلاشگر بسياري بدست آمده است. در اين آمار از 2146 نفر سوال شده است .و از اقشار دانشجو ، محصل ، مغازه دار ، كاسب ، رهگذر ، كارمند ، دكتر ، مهندس ، خانه دار ، كارگر ، معلم ، نظامي و خبرنگار سوال شده است.در كل 40.87 درصد پرسش شوندگان گفته اند كه در اين انتخابات شركت ميكنند كه در ميان 100 درصد نظاميان و 77.3 درصد از دانشجويان و 63.24 درصد دانش آموزان بيشترين مشاركت را خواهند داشت و 59.13 درصد پرسش شوندگان گفته اند كه در اين انتخابات شركت نخواهند نمود و در اين ميان نيز معلمين با 94.44 درصد ، بانوان خانه دار با 89.13 درصد و مغازه داران نيز با 86.41 درصد صدر اين گروه قرار گرفته اند. آراي راي دهندگان به نازمزدها نيز به اينگونه است :

 

مير حسين موسوي :

بيشترين راي دهندگان: 

68.38 درصد قشر دانش آموزان

60 درصد بانوان خانه دار

43.69 درصد قشر دانشجو

كمترين راي دهندگان:

صفر درصد قشر كارمندان

صفر درصد نظاميان

4.76 درصد قشر مهندس

 

محسن رضايي :

بيشترين راي دهندگان: 

16.6  درصد پزشكان

14.29  درصد نظاميان

2.56  درصد قشر مغازه دار

كمترين راي دهندگان:

صفر درصد دانش آموزان - كسبه - رهگذران - كارمندان - مهندسين - بانوان خانه دار - معلمين - خبرنگاران

 

مهدي كروبي :

بيشترين راي دهندگان: 

94.44  درصد كسبه

90.48  درصد كارمندان

85.71 درصد مهندسين

كمترين راي دهندگان:

صفر درصد معلمان

5.13 درصد دانش آموزان

28.57  درصد نظاميان

 

محمود احمدي نژاد :

بيشترين راي دهندگان: 

57.14  درصد نظاميان

35.40  درصد كارگران

26.49  درصد قشر دانش آموزان

كمترين راي دهندگان:

صفر درصد كسبه - بانوان خانه دار و معلمين

 

 

در زير نمودار آمار كلي بصورت تفكيكي آمده است :

ميزان مشاركت

صنف

77.03%

483

دانشجو

63.24%

117

محصل

13.59%

39

مغازه دار

21.43%

18

كاسب

16.52%

19

رهگذر

15%

42

كارمند

50%

6

دكتر

35%

21

مهندس

10.87%

5

خانه دار

28.68%

113

كارگر

5.56%

2

معلم

100%

7

نظامي

53.85%

7

خبرنگار

40.87%

877

جمع

 

ميرحسين موسوي

صنف

43.69%

211

دانشجو

68.38%

80

محصل

28.21%

11

مغازه دار

5.56%

1

كاسب

15.79%

3

رهگذر

0%

0

كارمند

16.6%

1

دكتر

4.76%

1

مهندس

60%

3

خانه دار

11.50%

13

كارگر

50%

1

معلم

0%

0

نظامي

14.29%

1

خبرنگار

37.05%

325

جمع

 

محسن رضايي

صنف

0.41%

2

دانشجو

0%

0

محصل

2.56%

1

مغازه دار

0%

0

كاسب

0%

0

رهگذر

0%

0

كارمند

16.6%

1

دكتر

0%

0

مهندس

0%

0

خانه دار

1.77%

2

كارگر

0%

0

معلم

14.29%

1

نظامي

0%

0

خبرنگار

0.8%

7

جمع

 

 

مهدي كروبي

صنف

39.75%

192

دانشجو

5.13%

6

محصل

51.28%

20

مغازه دار

94.44%

17

كاسب

78.95%

15

رهگذر

90.48%

38

كارمند

50%

3

دكتر

85.71%

18

مهندس

40%

2

خانه دار

51.32%

58

كارگر

50%

1

معلم

28.57%

2

نظامي

71.42%

5

خبرنگار

42.87%

376

جمع

 

محمود احمدي نژاد

صنف

16.15%

78

دانشجو

26.49%

31

محصل

17.95%

7

مغازه دار

0%

0

كاسب

5.26%

1

رهگذر

9.52%

4

كارمند

16.6%

1

دكتر

9.53%

2

مهندس

0%

0

خانه دار

35.40%

40

كارگر

0%

0

معلم

57.14%

4

نظامي

14.29%

1

خبرنگار

19.27%

169

جمع

 

جمع

صنف

29.22%

627

دانشجو

8.62%

185

محصل

13.37%

287

مغازه دار

3.91%

84

كاسب

5.36%

115

رهگذر

13.05%

280

كارمند

0.56%

12

دكتر

2.80%

60

مهندس

2.14%

46

خانه دار

18.36%

394

كارگر

1.68%

36

معلم

0.33%

7

نظامي

0.60%

13

خبرنگار

100%

2146

جمع

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 08:12:51 | Permalink | Comments (2)

Sunday, May 31, 2009

شيخي كه دگر انديش شده است ! آيا اين شيخ قابل اعتماد است؟

 

يكي از نامزدهاي ايندوره از انتخابات رياست جمهوري آقاي مهدي كروبي است. روزنامه نگاران از ايشان دل خوشي ندارند. دليل آن هم بر ميگردد به : زمان روز یكشنبه 16 مرداد 1379 مكان مجلس شوراي اسلامي ، موضوع اصلاحيه قانون مطبوعات . چراكه آقاي كروبي در زماني كه در مسند رياست مجلس بود و در حالي كه اكثريت مجلس نيز در دست اصلاح طلبان بود و در هنگامه اصلاح قانون مطبوعات توسط اين نمايندگان به يكباره جناب كروبي اين اصلاحيه را از دستور كار مجلس خارج نموده و فرمودند : من حكم جكومتي دارم كه نبايد اين اصلاحيه انجام شود !؟ بله حكم حكومتي !؟ اين كلمه را نه قبل و نه بعد از اين ماجرا هرگز كسي عنوان ننموده بود اما در حالي كه ميرفت اين اصلاحيه به امنيت و آزادي روزنامه نگارن و فضاي باز روزنامه نگار كمك كند ، جناب كروبي اين آزادي را از جامعه مطبوعات گرفت. اما به هرجهت ايشان به صحنه انتخابات آمده اند تا زمام امور دولت جمهوري اسلامي را در دست بگيرند. البته چهار سالپيش هم اين سعي را نمودند اما خواب نيمروزه اين شيخ كار دستش داد و به آني ديد كساني را بالاتر از خويش. حال اما اين شيخ دوباره براي تنور انتخابات با خمير مايه اي پر سازو برگ آمده است و عجبا كه اين بار ايشان آنچنان سخناني بر زبان ميراند كه حتي اصلاح طلب ترين افراد نيز جرات گفتنش را ندارند !؟ ايشان حتي دبير شوراي نگهبان را به باد انتقاد ميگيرد ، ساسي مانكن را مورد لطف قرار ميدهد و… از همه اينها عجيب تر حمايت از سلسله دراويش گنابادي است !؟ از طرفي نير حمايت عده اي از اين شيخ است كه موجب تعجب شده است. دفتر تحكيم وحدت كه از هيچ طيف و گروهي حمايت نمي كند از اين شيخ حمايت نموده است !؟ غلامحسين كرباسچي را هرگز فراموش نمي كنم فردي كه بي شك لايق ترين مدير پس از انقلاب است اما ديديم كه چه بر سرش آوردند !؟ اما از همه اينها گذشته حمايت دوست بسيار عزيزم آقاي زيدآبادي است كه از آقاي كروبي حمايت نموده است !؟ زيدآبادي را تقريبا همه روزنامه نگاران ميشناسند ،‌ نوشته هايش مقالاتش ، سخنانش همه و همه مورد حمايت اكثريت روشن فكران بوده و هست اما اينكه چه شده است كه از آقاي كروبي حمايت ميكند جاي تامل دارد. عباس عبدي ديگر دوستي است كه او نيز از آقاي كروبي حمايت نموده است !؟ استاد عبدالكريم سروش نيز از كروبي حمايت نموده است !؟ راستي در شهر چه خبر است؟ كه اين قشر دگرانديشان طرفدار كروبي شده اند. آيا شيخ كروبي دگر انديش شده است ؟ آيا ميتوان به شيخ كروبي اعتماد كرد!؟

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 07:59:20 | Permalink | Comments (16)