07/23/08

براي علي دايي:اين ره كه تو مي‌روي به تركستان است

علي دايي - ali daei خيابان بهشت آقاي دايي ابتدا ميخواهم براي شما يك پيش زمينه آغاز كنم ميدانيد كه پس از كوچ آقاي يزداني خرم از فدراسيون واليبال به فدراسيون كشتي ، آقاي داورزني رياست فدراسيون واليبال را عهده دار شد در اينكه لباس رياست فدراسيون واليبال بر تن آقاي داورزني گشاد است هيچ شكي نيست اما مشكل از زماني آغاز شد كه ايشان براساس قانون نانوشته اي كه شوربختانه در ايران بسيار رايج است و مي گويد : " هنگامي كه رياستي را بدست آوردي تمامي افراد قديمي را به حاشيه بران و افراد تازه كار را بر سر كار قرار بده تا كسي بر عملكردت ايرادي نگيرد" عمل نمود ، ايشان كار را به جايي رساند كه حتي تيم ملي را نيز خود انتخاب مي نمود و يك مربي پروازي انتخاب نمود به نام زوان گائيچ ، آقاي گائيچ كه از بزرگان مربي گري جهان است هرگز نتوانست افراد خوبي را كه جزو بهترين بازيكنان ليگ واليبال ما (همچون تركاشوند و ... كه بتازگي بر بام واليبال باشگاههاي آسيا ايستادند) هستند را ببيند و بر همين اساس در مسابقات انتخابي المپيك تيم ما هيچ حرفي براي گفتن نداشت ولي بنا به گفته بسياري از كارشناسان همچون دوست بسيار نازنين علي شاكري و همچنين عزيز دوست داشتني مصطفي كارخانه (كه بتازگي عنوان بهترين مربي تاريخ مربيگري آسيا در قزاقستان شناخته شد) تيم ما استحقاق رفتن به المپيك را داشت اما به علت كج سليقگي هاي مديريت و به علت اختلاف با تعدادي از بازيكنان كه در باند آقاي داورزني نبودند (براساس همان قانون نانوشته فوق الذكر) تيم ايران به صورت ناقص به مسابقات انتخابي المپيك پكن واقع در كشور ژاپن رفتند و در واقع ديديم كه تيم ما حرفي براي گفتن نداشت و حتي از تيم آفريقايي الجزايرنيز شكست خورد در همان زمان علي شاكري عنوان نمود كه 35 درصد تيم ملي واليبال در ايران جا مانده‌است اما چه سود ؟ تيم ما از المپيك بازماند و آقاي داورزني نيز اصلا خم به ابرو نياورد و براحتي بر صندلي رياست واليبال لميدن را ادامه داد و هنگامي كه در برنامه ورزش از نگاه دو دعوت شده بود عنوان نمود ما از قبل هم ميدانستيم كه نميتوانيم به الپيك برويم در حالي كه در همان برنامه تلويزيوني و عليرغم حمايت غير منطقي همكار قديمي آقاي موثري از آقاي داورزني،علي شاكري عنوان نمود آرزوي رفتن به المپيك براي تيم ما مهيا شده بود اما شما بر بادش داديد . باري آقاي دايي در حال حاضر ديده شده كه شما نيز در همان مسير گام بر ميداريد با دعوت نكردن از افرادي كه لياقت پوشيدن پيراهن تيم ملي فوتبال را دارند اما به علت اينكه شما از ايشان كينه گرفته ايد عليرغم شايسته بودن جايي در تيم ملي ندارند كم نيستند اين افراد به عنوان مثال :

علي كريمي و مهدي مهدوي كيا به علت اينكه در جام جهاني 2006 آلمان در چشم شما نگاه ميكردند و به شما پاس نميدادند.

وحيد هاشميان به علت اينكه از فيكس بودن شما و ذخيره بودن خويش انتقاد ميكرد.

ايمان مبعلي به علت تكل معروفي كه بر روي پاي شما رفت.

جواد كاظميان به علت صحبتهايي كه در مورد شما نمود.

شيث رضايي به علت درگيري معروفي كه در بازي با پرسپوليس با وي داشتيد.

وحيد طالب لو به علت اينكه هرگز نتوانستيد به ايشان گل بزنيد حتي از روي نقطه پنالتي.

و . . .

از همه اينها بدتر اينكه بتازگي درگاه ورودي تيم ملي باشگاه سايپا گرديده است هركس كه ميخواهد در تيم ملي جايي داشته باشد ميتواند عضو باشگاه سايپا گردد لباس تيم ملي نيز كه توسط شركت دايي تامين ميشود و ديگر اينكه اسپانسر تيم ملي نيز باشگاه سايپا (همان باشگاهي كه شما نايب رئيسش هستيد) انتخاب شده است آقاي دايي آيا اين احتمال را نمي‌ دهيد كه راه را از بيراهه گم كرده ايد ؟ در اينكه شما از بزرگان و از نوادر فوتبال ما هستيد هيچ شكي نيست ، همه فوتبال دوستان نيك ميدانند كه شما بازيگري توانمند بوده ايد اما در لباس مربي گري چه ؟ آيا از مسير خود منحرف نشده ايد ؟ در خاتمه تنها يك جمله پايان بخش اين نوشتار ميگردد:

ترسم نرسيد به جام جهاني  اين ره كه شما ميرويد به تركستان است ، مگر آنكه در افكار خويش تجديد نظر نماييد.

 

Balatarin

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 17:09:05 | Permanent Link | Comments (0) |
نظرات
نظر یا پیغام خود را بنويسيد