Sunday, May 31, 2009

شيخي كه دگر انديش شده است ! آيا اين شيخ قابل اعتماد است؟

 

يكي از نامزدهاي ايندوره از انتخابات رياست جمهوري آقاي مهدي كروبي است. روزنامه نگاران از ايشان دل خوشي ندارند. دليل آن هم بر ميگردد به : زمان روز یكشنبه 16 مرداد 1379 مكان مجلس شوراي اسلامي ، موضوع اصلاحيه قانون مطبوعات . چراكه آقاي كروبي در زماني كه در مسند رياست مجلس بود و در حالي كه اكثريت مجلس نيز در دست اصلاح طلبان بود و در هنگامه اصلاح قانون مطبوعات توسط اين نمايندگان به يكباره جناب كروبي اين اصلاحيه را از دستور كار مجلس خارج نموده و فرمودند : من حكم جكومتي دارم كه نبايد اين اصلاحيه انجام شود !؟ بله حكم حكومتي !؟ اين كلمه را نه قبل و نه بعد از اين ماجرا هرگز كسي عنوان ننموده بود اما در حالي كه ميرفت اين اصلاحيه به امنيت و آزادي روزنامه نگارن و فضاي باز روزنامه نگار كمك كند ، جناب كروبي اين آزادي را از جامعه مطبوعات گرفت. اما به هرجهت ايشان به صحنه انتخابات آمده اند تا زمام امور دولت جمهوري اسلامي را در دست بگيرند. البته چهار سالپيش هم اين سعي را نمودند اما خواب نيمروزه اين شيخ كار دستش داد و به آني ديد كساني را بالاتر از خويش. حال اما اين شيخ دوباره براي تنور انتخابات با خمير مايه اي پر سازو برگ آمده است و عجبا كه اين بار ايشان آنچنان سخناني بر زبان ميراند كه حتي اصلاح طلب ترين افراد نيز جرات گفتنش را ندارند !؟ ايشان حتي دبير شوراي نگهبان را به باد انتقاد ميگيرد ، ساسي مانكن را مورد لطف قرار ميدهد و… از همه اينها عجيب تر حمايت از سلسله دراويش گنابادي است !؟ از طرفي نير حمايت عده اي از اين شيخ است كه موجب تعجب شده است. دفتر تحكيم وحدت كه از هيچ طيف و گروهي حمايت نمي كند از اين شيخ حمايت نموده است !؟ غلامحسين كرباسچي را هرگز فراموش نمي كنم فردي كه بي شك لايق ترين مدير پس از انقلاب است اما ديديم كه چه بر سرش آوردند !؟ اما از همه اينها گذشته حمايت دوست بسيار عزيزم آقاي زيدآبادي است كه از آقاي كروبي حمايت نموده است !؟ زيدآبادي را تقريبا همه روزنامه نگاران ميشناسند ،‌ نوشته هايش مقالاتش ، سخنانش همه و همه مورد حمايت اكثريت روشن فكران بوده و هست اما اينكه چه شده است كه از آقاي كروبي حمايت ميكند جاي تامل دارد. عباس عبدي ديگر دوستي است كه او نيز از آقاي كروبي حمايت نموده است !؟ استاد عبدالكريم سروش نيز از كروبي حمايت نموده است !؟ راستي در شهر چه خبر است؟ كه اين قشر دگرانديشان طرفدار كروبي شده اند. آيا شيخ كروبي دگر انديش شده است ؟ آيا ميتوان به شيخ كروبي اعتماد كرد!؟

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 07:59:20 | Permalink | Comments (16)

Thursday, May 28, 2009

پر و بال ما شكستند و در قفس گشودند

 

 

بدرستي نميدانم كه شاعر اين دوبيتي كيست اما هركسي هست حرف دل ما را زده است. مطلبي در لينك قبلي خيابان بهشت منتشر شده بود با تيتر بيچاره جواناني كه به عشق ميرحسين با پوسترش در خيابانها ويراژ ميدهند و در آن به اين اشاره شده بود كه جوانان (منظور جواناني كمتر از 21 - 22 سال) بدون اينكه بدانند در چه بازي گرفتار آمده اند بازيچه شده اند و با پوسترهاي تبليغاتي آقاي ميرحسين موسوي در خيابانها ويراژ ميدهند بي آنكه بدانند مسابقه بر سر هيچ است. جاي شوربختي است كه طرفداران جناب ميرحسين به تكفير خيابان بهشت پرداخته و هرآنچه كه ميتوانستند نثار نمودند ، ملالي نيست اما بدبختي آن است كه رنگ ميزنند ننگ را به رنگ سبز و هيچمان ملالي نيست. آيا طرفداران آقاي ميرحسين موسوي همگي از اين دسته هستند !؟ اميد كه نباشند كه اگر باشند چه فرق ميان موسوي و احمدي هست ؟ اگر فردا روزي جناب ميرحسين رئيس جمهور شد و كساني قصد انتقاد از ايشان را داشته باشند چه انگي در انتظارشان است ؟ ، ديوانه ، رواني ،‌مشكل دار ،‌ مريض ، كسي كه رنگارنگ را مي بيند و …..  كساني كه اينگونه به حمايت از جناب ميرحسين خان پرداخته اند بايد بدانند كه اين تبليغ براي ايشان كه نيست بلكه ضد تبليغ است. جالب است در حالي بسياري از مخالفان ، خيابان بهشت را طرفدار دولت احمدي ميدانند كه حتي نوشته هاي بهشت در انتقادات پيوسته از دولت احمدي را نديده اند يا شايد نمي خواهند ببينند ، تنها دولت موسوي را مي خواهند و منتقدين به موسوي را به باد انواع تهمتها مي گيرند.(چه سود؟)

شعر فوق مصداق بارز دوران ماست در مصرع اول اشاره دارد به مرغي كه در تمامي عمر آزاد بوده و قفس را نديده است تا بداند كه قفس چيست !؟ برايش مفهومي به نام قفس وجود ندارد چون همواره آزاد بوده است قفس را نمي شناسد و لذت آزادي را نمي فهمد. اما در مصرع دوم اشاره دارد به مرغي كه از قفس رهيده است اين مرغ قفس را با تمام وجود خويش لمس نموده است و حس آزادي را را مي شناسد. قدر آزادي را مي داند و مي پرد تا دوردستها، تا قفسي در كار نباشد. اما مصرع سوم و چهارم به مردم ما اشاره دارد. پرو بال ما شكستند و در قفس گشودند ، باري هنگامي كه پرو بال مرغ شكسته باشد چه فرقي برايش مي كند كه در قفس باشد يا آزاد !؟ نمي دانم اين نوشته چقدر مورد توجه قرار مي گيرد ؟ يا اصلا مورد توجه قرار مي گيرد يا نه !؟ مطلب مورد اشاره فوق الذكر مورد توجه بسياري از دوستان بود و در سايت بالاترين راي خوبي بدست آورد و حكايت از آن داشت كه دوستان بسياري با اين حقير هم داستان هستند. لذا اين نوشته براي آن ديگر دوستاني است كه هنوز مي خواهند (تصور مي كنند) با پرو بال شكسته به سمت آزادي بروند.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 16:19:00 | Permalink | Comments (1) »

Tuesday, May 26, 2009

بيچاره جواناني كه به عشق ميرحسين با پوسترش در خيابانها ويراژ ميدهند

 

فضا فضاي انتخابات است و نامزدها نيز ميخواهند از اين فضا هرآنچه ميتوانند به نفع خويش بهره برداي نمايند. يكي از اين نامزدها جناب آقاي ميرحسين موسوي است. ستاد انتخاباتي ايشان آنچنان بر طبل انتخابات مي كوبد توگويي برنده قطعي انتخابات است. جاي شوربختي است كه عده اي جوان احساساتي كه غم نان را نيز ندارد و تنها فكرش آزادي از ديد خودش است را راهي خيابانها نموده است تا اين جوانان عكس هاي تبليغاتي آقاي ميرحسين موسوي را بر پشت اتومبيل هاي آنچناني كه پدرجان برايشان خريداري نموده است زده و در خيابانها ويراژ دهند. از ديد اين قبيل جوانان آزادي يعني اينكه دختر و پسر دست يكديگر را بگيرند و گشت ارشادي نيز نباشد تا با ايشان كاري داشته باشد!؟ آيا آزادي يعني همين !؟ اگر آزادي اين باشد پس آزادي در كشورهاي چين و روسيه و كوبا و حتي كره شمالي موج ميزند چون در اينگونه كشور ها دختر و پسر ميتوانند آزادانه دست در دست هم بگيرند و هيچ پليسي هم با ايشان كاري ندارد. بيچاره جلوه جواهري ها و بيچاره جاويد تهراني ها و بيچاره تر خوني كه توسط اكبر محمدي ها در راه آزادي واقعي رفت. برايم بسيار عجيب است كساني كه آقاي ميرحسين موسوي را نامزد اصلاح طلب مي دانند در حالي كه هرگز حركت اصلاح طلبي از ايشان ديده نشده است. تنها شعار و شعار كه قبلا نيز ديده ايم نامزدها چه وعده هايي داده بودند اما پس آنكه راي ملت را به ترفندهاي مختلف گرفتند فراموششان شد كه چه وعده داده بودند. ضربالمثلي هست قديمي كه ميگويد: “سنگ بزرگ علامت نزدن است” جناب ميرحسين آنچنان وعده هايي داده است كه يقيين بدانيد هرگز عملي نخواهد شد ، حتي ايشان وعده هايي داده اند كه اصولا از اختيارات رئيس جمهور در جمهوري اسلامي خارج است. ياد وعده هاي انتخاباتي آقاي خاتمي افتادم ، آقاي خاتمي وعده آزادي انديشه داده بودند اما شوربختانه آزادي را كه بدست نياورديم ، زندگي را نيز از دست داديم. جالب اينجاست آقاي خاتمي دولت ، مجلس و شوراهاي شهر ها را در دست داشت اما ، وعده هايي كه برآورده نشدند حال جناب ميرحسين وعده هايي داده اند كه از حالا نشان از برآورده نشدن دارد و شوربختانه جواناني ساده لوح كه با ماشين هايي كه عكس آقاي ميرحسين موسوي بر پشت آنها خودنمايي ميكند در خيابانها تركتازي ميكنند. بيچاره جوان ساده دل ، بيچاره ملت ساده دل .

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 12:18:31 | Permalink | Comments (20)

Monday, May 25, 2009

دولتي كه پايه و اساسش با دروغ آغاز شود چه پاياني خواهد داشت!؟

 

هرچه به انتخابات نزديكتر مي شويم ، تهمت ها و شايعه پراكني ها بيشتر ميشود و البته بزرگنمايي هر يك از نامزدها و طرفدارانشان نيز كه جاي خود دارد. ديروز خبري منتشر شد مبني بر اينكه آقاي كروبي به نفع آقاي ميرحسين موسوي كناره گيري نموده است ، خبري كه بلادرنگ توسط حاميان مهدي كروبي به شدت تكذيب شد و هنوز جوهر تكذيب نامه  طرفداران آقاي كروبي خشك نشده بود كه خبري رسيد مبني بر اينكه آقاي محسن رضايي به نفع آقاي ميرحسين موسوي كناره گيري نموده است هرچند سخنگوي آقاي محسن رضاي نيز آن را تكذيب نمود  اما از همه اينها كه بگذريم ديروز اخباري جابجا شد در مورد گردهمايي طرفداران نامزدها ، ابتدا طرفداران آقاي ميرحسين موسوي اعلام كردند كه در سالگرد دوم خرداد (گويا آقاي ميرحسين موسوي دوم خرداد را به نام خويش به ثبت رسانده اند) و در حمايت از ايشان بيست هزار نفر در سالن دوازده هزار نفري مجموعه ورزشي آزادي گرد هم آمده اند و همين خبر براي گردهم آيي طرفداران آقاي احمدي نژاد منتشر شد مبني بر اينكه ده هزار نفر در اين گردهمايي شركت نموده بودند. براستي سالن شهداي هفتم تير چند نفر گنجايش دارد كه ده هزار نفر به طرفداري از آقاي احمدي نژاد در آن گرد هم آمده اند!؟ يك سوال مهم كه در اينجا مطرح ميشود اين است : “نامزدهايي كه هنوز به مقام رياست جمهوري نرسيده اند اينگونه بر طبل دروغ مي كوبند فردا روز كه قدرتي هم بدست آورند چه ها كه خواهند نمود!؟.”  از همه اينها گذشته ، “دولتي كه پايه و اساسش با دروغ آغاز شود چه پاياني خواهد داشت!؟”

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 07:15:26 | Permalink | No Comments »

Friday, May 22, 2009

شقاق هيات مؤتلفه در حمايت ، ميان موسوي و احمدي نژاد

امروز قرار بود در مركز همايش هاي شهيد حقاني مراسمي برگزار شود كه نشد. در اين مراسم قرار بود كه اعضاي هيات مؤتلفه اسلامي از بين آقاي احمدي نژاد و آقاي مير حسين موسوي يكي را به عنوان نامزد حزب خود انتخابت نمايند اما به هر جهت اين مراسم برگزار نگرديد كه در روزهاي آتي اين امر محقق گردد. هر چند اين مراسم برگزار نگرديد اما حداقل اين حسن را داشت تا جناب آقاي مير حسين موسوي را بيشتر بشناسيم ، كسي كه خود را اصلاح طلب ، حامي دوم خرداد و … ميداند ، اين امكان وجود دارد كه نامزد مؤتلفه اسلامي گردد. در مورد مؤتلفه اسلامي همين بس كه آقايان حبيب الله عسگراولادي مسلمان ، اسدالله بادامچيان ، حسن كامران ، اسدالله لاجوردي (رئيس زندانهاي كشور كه ترور شد) ، محمد نبي حبيبي شهردار سلف كرباسچي و … ديگر افرادي از اين دست عضو آن هستند. هيات مؤتلفه اسلامي به واقع تندرو ترين و خشن ترين حزب در ميان احزاب جمهوري اسلامي بوده است در بسياري مواقع مخالفين حزبي خود را ترور نموده است (با توجه به تاريخچه اين حزب و اعترافات سران آن) اينكه چنين حزبي از آقاي ميرحسين موسوي حمايت نمايد ، خود جاي تعجب و شگفتي فراوان است ، حزبي كه كه سرلوحه كارش ترور مخالف است. بسيار اميدوار هستم ، آقاي مير حسين موسوي و كساني كه از ايشان حمايت ميكنند ، اس ام اس هاي پر شور و هياهو در همايت از ايشان براي همگان مي فرستند ، ايشان را به دوم خرداد مي چسبانند و وي را از نوادگان حضرت زهرا معرفي مي كنند جواب دهند كه حرب مؤتلفه اسلامي با ايشان چه سنخيتي دارد؟ كه اعضاي اين حزب بر سر انتخاب ميان آقاي احمدي نژاد و مير حسين موسوي در ترديد هستند !؟!؟ آيا چيزي غير از اين است كه آقاي موسوي تنها رنگ و لعابي اصلاح طلبانه به خود گرفته است و در اصل يكي از طرفداران و اعضاي مؤتلفه هستند!؟ ناخودآگاه به ياد داستاني افتادم قديمي ، ” در گذشته اي دور دو دلاور با يكديگر در محلي در حال زورآزمايي بودند كه مردم حاضر در محل هركدام از يكي از اين دو دلاور حمايت مي نمودند در اين بين جاهلي سر رسيد و از يكي از دو دلاور حمايت نمود ، دلاوري كه مورد حمايت شخص جاهل قرار گرفته بود دست از مبارزه كشيد و شروع به گريستن نمود ، از وي علت را پرسيدند گفت به حال خود گريه مي كنم كه چه كرده ام كه اين جاهل از من دفاع مي كند بايد يك بازنگري در خويش داشته باشم تا افراد جاهل از من دفاع ننمايند.” حال جناب ميرحسين ، زيبنده شما است كه يك بازنگري در خود داشته باشيد ، چه كرده ايد كه هيات مؤتلفه اسلامي مردد است كه از ميان شما و آقاي احمدي نژاد كدامين را انتخاب نمايند !!! نيك مي دانيم كه منشور فكري و معنوي آقاي احمدي نژاد و مؤتلفه بسيار به هم نزديك است ، پس جناب ميرحسين چه كرده ايد كه هيات مؤتلفه اينگونه در شقاق مانده است !؟ كه از ميان شما دو نفر كدامين نامزد را مورد حمايت خويش قرار دهد!؟

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 21:54:24 | Permalink | Comments (1) »

Thursday, May 21, 2009

براي مازيار زارع و مازيار زارع ها ، اميد كه در اثر افتد

در خبر ها شنيدم كه مازيار زارع فوتباليست خوب تيم فوتبال پرسپوليس به علت اينكه در تمرينات تيم ملي در پشت دروازه بايد تمرين مي كرده ، ناراحت شده ، و از تيم ملي خداحافظي نموده است ، به قولي به تيريج قباي ايشان بر خورده است واقعا جاي شوربختي است ، فوتباليستي در اين سطح كه عنوان ملي پوش را يدك مي كشد اينگونه تفكري داشته باشد و به اين دليل پيش پا افتاده اي از تيم ملي خداحافظي كند ، آن هم در شرايطي كه تيم ملي فوتبال ايران در اين روزها بسيار نيازمند همدلي براي صعود به جام جهاني است ، لذا براي خاطر اين فوتباليست خوب خاطره اي از دوران جواني خويش تعريف مي كنم كه اميدوارم اين خاطره باعث آن نشود كه دوستان تصور نمايند حقير از خويش تعريف مي كند يا خواهان آن است كه گذشته خويش را برجسته نمايد ، نه به هيچ عنوان ، تنها براي مازيار زارع و مازيار زارع ها اين مقاله نوشته شده است. باري ، بعداز انقلاب شايد اولين مربي ورزشي كه به ايران آمد ، استاد كانگ شين چول (يادش گرامي) بود كه براي رشته تكواندو به ايران آمد و براستي هرآنچه كه تيمهاي تكواندوي ما اينروزها پيشرفت داشته اند نتيجه آنروزهايي است كه ايشان به ايران آمد تا به رشد و ارتقاي فرهنگ تكواندوي ايران همت گمارد . توجه كنيد رشد و ارتقاي فرهنگ تكواندو نه تكنيك و تاكتيك ، چرا كه ايشان تنها به آموزش افرادي همت گمارده بود كه حداقل دان يك بودند. اولين روز حضور ايشان در سالن امجديه بود و همگي ما مشتاق ديدار ايشان بوديم و منتظر بوديم تا تكنيك هايي را كه ياد گرفته بوديم در حضور ايشان به نمايش بگذاريم و به قولي خودي نشان دهيم. آقاي كانگ آمد همگي ما به صف شده بوديم ، ضمن احترام متقابل ، ايشان دستور آماده باش (چاريوت) دادند و سپس دستور به جاي خود (چونبي) را دادند و ما منتظر بوديدم كه ايشان چه كار خواهند كرد؟ و چه فني را از ما خواهد خواست؟ سپس دستور برداشتن قدمهاي بزرگ در حالي كه دست به كمر بوديم (آپكوبي) را دادند ، باور بفرماييد حدود نيم ساعت فقط همين دستور برداشتن قدمهاي بزرگ را به ما دادند. براي جمع تكواندوكار كه كمترين آنها حداقل كمربند مشكي دان يك بود چنين حركاتي كه براي كمربندهاي سفيد بود يك افت شخصيتي به حساب مي آمد(به گمان آن زمان ما) اما هيچكدام از ما چيزي نگفتيم و فقط به انجام دادن دستور ايشان اقدام نموديم . بعداز پايان تمرين از آقاي كانگ سوال نموديم كه علت اين كار چه بود؟ ايشان فرمودند “رزمي كاران بايد بياموزند خشوع و خضوع را و احترام به ديگران و حمايت از ضعيفان را ، من ميدانستم كه ورزشكاران شما از نظر فني بالا هستند اما تكبر و خود بيني بالايي دارند و تا وقتي كه اين تكبر و غرور را داشته باشند هيچ موفقيتي در كارشان حاصل نخواهد آمد.” اميدوارم اين نوشته به نحوي به گوش فوتباليست خوب و ارزنده تيم ملي برسد و ايشان ضمن بازنگري در خويش ، ضمن درخواست پوزش از آقاي قطبي كه به حق يكي از دوست داشتني ترين و دانا ترين مربيان وطني است به تيم ملي بازگردند.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 18:00:02 | Permalink | Comments (2)

Wednesday, May 20, 2009

تنور انتخابات ، اين بار ، خارج نشينان را فرا مي خواند

 

اين تماشاگران هزاران مايل دورتر از ايران نيستند آنها در سمت جنوبي خليج هميشه فارس قرار دارند ايشان اجازه ندارند در كشور خود به استاديوم بروند اما فقط كمي آنسو تر براحتي و فارغ البال به استاديوم ميروند و به تشويق تيم ميهني خويش مي پردازند

به اين نوشته هاي پيش رو توجه كنيد : خارج نشينان بي تعصب ، لس آنجلسي هاي بي خبر از ايران ، ايرانيان خوش نشين در اروپا ، ايرانيان اون ور آب  و …. شكي نيست كه اكثريت شما اينگونه كلمات و انگها را بارها و بارها از زبان سران جمهوري اسلامي شنيده ايد همواره اين ايرانيان مفلوك خارج از ايران انواع انگها را به جان خريده  اند و هرگز دم نزده اند ، اما ، اما عجب قدرتي دارد اين انتخابات كه دشمن ترين دشمن را نيز دوست مي خواندش . بله اين بار دعوا بر سر راي ايرانيان مقيم خارج از كشور است كه دعواي طرفين انتخابات گرديده است . و هركدام ديگري را متهم مي كند كه سعي دارد تا راي ايرانيان مقيم خارج از كشور را از آن خود نمايد. حضرات گويا فراموش كرده اند كه چه تهمت ها و انگها به همين ايرانيان مقيم خارج زده اند و مزدور ايادي ، جاسوس دشمن ، ايرانيان بي قيد و بند و … را بر ايشان بر چسب زده اند. اين ايرانيان ميهن پرست همواره در هركجا كه تيم هاي ورزشي ايراني حضور داشته اند به ورزشگاه هاي محل برگزاري مسابقات رفته و به تشويق تيم و بازيكنان هم ميهنشان همت گمارده اند. اما شوربختانه سيماي جمهوري اسلامي ، از نمايش دادن ايشان طفره ميرود و فقط اكتفا ميكند به همان اندك تماشاگران دولتي خويش كه در آن ورزشگاه ها آمده اند. حال كه نزديك انتخابات شده است چگونه است كه اين وطن فروشان!؟ مورد توجه حضرات قرار گرفته اند!؟  تا تنور انتخابات را انسوي آبها گرم نمايند !؟  آيا حضرات از راي افراد داخل مملكت دلسرد شده اند !؟ كه دست به دامان ايرانيان آنطرف آبها شده اند؟

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 09:03:05 | Permalink | No Comments »

Tuesday, May 19, 2009

فضاي ناسالم انتخاباتي بيداد ميكند

هرچه به زمان انتخابات نزديكتر ميشويم فضاي انتخابات آلوده تر از قبل ميشود ، نامزدها فراموش كار ميشوند و از همه بدتر قول هايي ميدهند كه حتي خود مي ميدانند كه توان انجامشان را ندارند !؟ ضرب الكثلي هست كه ميگويند “طرف از پاپ هم كاتوليك تر شده است ” ، مصداق فضاي اين روزهاي انتخابات است. زماني كه آقاي كروبي رئيس مجلس بود ، و نمايندگان اصلاح طلب به جد خواهان اصلاح قانون مطبوعات بودند به يكباره جناب آقاي كروبي لايحه اصلاح قانون مطبوعات را از دستور كار مجلس خارج نموده و فرمودند ايشان حكم حكومتي دارند كه نبايد اين لايحه در دستور كار مجلس قرار بگيرد و هرگز بعدها نيز هرگز اين لايحه مطرح نشد كه نشد . در طول سي ساله نقلاب اسلامي نه قبل و نه بعد از اين ماجراي مورد اشاره هرگز كسي از كلمه “حكم حكومتي” استفاده ننموده بود اما آقاي كروبي اين حكم را از كجا به دست آوردند !؟ خود جاي سوال دارد. البته اگر آقاي كروبي و يا حداقل يكي از طرفداران ايشان ملت را قابل دانسته و به اين سوال جواب دهند. لابد خواهند گفت كه اين حكم توسط رهبر معظم انقلاب براي ايشان ارسال شده بود و ايشان مجبور به انجام آن بوده اند. خوب فرض را بر اين بگيريم كه فردا روز جناب كروبي رئيس جمهور شدند و خواستند تنها يكي از هزاران وعده اي را كه در جريان انتخابات داده اند را عملي نمايند و همزمان يك حكم حكومتي ناقابل از سوي رهبر معظم براي  ايشان نازل شود آن وقت چه خواهند كرد ؟ نمونه ديگر آن جناب آقاي محسن رضايي هستند شخصي كه خود همواره در مجمع تشخيص مصلحت نظام لوايحي را تاييد نموده اند كه اگر نگوييم همگي اما اكثريت به ضرر ملت ايران بوده است اين جناب چگونه ميخواهند پس از رئيس جمهور شدن از حق ملتي كه به ايشان براي رئيس جمهور شدن راي خواهند داد دفاع نمايند!؟ ديگري جناب آقاي ميرحسين موسوي هستند ايشان در يك مصاحبه جانانه فرمودند اولين اقدام ايشان جمع آوري گشت هاي ارشاد بود هنوز مصاحبه ايشان به پايان نرسيده بود كه يكي از سرداران نيروري انتظامي جناب ميرحسين موسوي را به باد انتقاد گرفت كه ايشان هنوز وظايف رئيس جموهر را نميدانند و نميدانند كه گشت ارشاد در عهده وظايف رئيس جمهور نيست. در جواب اين سخنان سردار ياد شده ، اگر از سنگ صدا در آمد از جناب مير حسين موسوي نيز صداي در آمد. كه حتي از سخنان گذشته خويش عقب نشيني نيز نمود و عنوا ننمود كه حضور بسيج و سپاه در انتخابات لازم است !؟ جناب آقاي دكتر احمدي نژاد نيز كه هر كاري براي جمع آوري آراي ملت ميكنند از افتتاح تشتك سازي ناكجا آباد گرفته تا دادن سيب زميني رايگان و ….و در اين راه با تبليغات صدايي و سيمايي پروژه افتتاح ميكند ، هديه ميدهند باشگاه به ملت واگذار ميكند و رسانه ملي نيز بدون اينكه قصد حمايت از شخصي خاص را داشته باشد ناخواسته !؟!؟!؟! از آقاي احمدي نژاد حمايت ميكند و بيچاره نامزدهايي كه ميخواهند با اينگونه  سياسيون ملون به رقابت پردازند بيچاره اكبر اعلمي ها و بيچاره ملتي كه بايد به اين افراد راي دهند و از همه بيچاره تر كلمه هاي دموگراسي و جمهور يكه در اين فضاي ناسالم قرباني ميشوند.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 11:16:02 | Permalink | No Comments »

Monday, May 18, 2009

براي جلوه عزيز ، كه اوين را جلوه اي تازه داد

جلوه جواهري فعال كمپين يك ميليون امضاء

جلوه نازنين غمت مباد كه زندان به بودن تو مباهات ميكند و به اين مي بالد كه تو در آني ، زندان با بودن تو زندان نيست محفل آزاد انديشان است ، زندان اوين با بودن تو مهربان دوست جلوه اي ديگر گرفته است جلوه اي از صبر بردباري و پايداري ، جلوه ، دوست خوبم هرگز غمت مباد كه پرچم تغيير براي برابري كه تو در برافراشته نمودن آن همت گماردي بر زمين نيست ، بر فراز است و بر فراز مي ماند ، بي گمان جلوه جواهري ، جلوه اي از ايثار است از خود گذشتگي تا برابري زن و مرد را فراهم آورد ، شكي نيست كه اين هدف پيروز خواهد شد ممكن است كمي ديرتر ، اما پيروزي از آن تو است ، تو و ياران تو كه براي برابري حقوق انسانها تلاش كرده ايد ، جلوه ، نازنين دوست ، اي استوار شيرزن ،بايد بوسيد دستان تو را كه از خود گذشتيد تا از هدفتان نگذريد زندان اوين مي بالد به شما كه جلوه اي خاص به زندان اوين داده ايد .

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 08:22:02 | Permalink | No Comments »

Sunday, May 17, 2009

تقلب در انتخابات رياست جمهوري -آري/نه!؟


كمتر از يك ماه به انتخابات رياست جمهوري اسلامي ، در ايران باقي مانده است صرف نظر از اينكه آيا شرايط نامزدي براي همگان يكسان در نظر گرفته شده است يا نه و باز هم صرف نظر از اينكه تبليغات صدايي و سيمايي چگونه بين نامزدها مصرف شده است ، نكته بسيار مهم سلامت اين انتخابات است. سوال بسيار مهم اين است كه آيا اين انتخابات به سلامت برگزار خواهد شد ؟ تضمين سلامت اين انتخابات چيست ؟ اگر دوباره خواب نيمروزه ، آقاي كروبي را فرا بگيرد چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ راستي آينبار كه آقاي هاشمي رفسنجاني در اين انتخابات حضور ندارد كدامين نامزد جديد از شمارش آرا به خدا پناه خواهد برد؟ آيا سپاه و بسيجي كه ، حضرات اعلام كرده اند بايد حضوري فعال در انتخابات داشته باشد ، بي طرفي را مراعات خواهند نمود؟ اگر همه اينها را به كناري قرار دهيم ، به يك نكته بسيار حساس مي رسيم و آن هم كسي نيست جز جناب آقاي صادق محصولي وزير متمول محترم وزارت كشور كه رئيس ستاد انتخابات كشور نيز خواهد بود . آيا ايشان سلامت انتخاات را رعايت ميكنند؟ بر فرض كه اين جناب وزير سلامت انتخابات را به انجام رساند ، آيا اميدي هست كه شوراي نگهبان در شمارش صندوق ها رعايت انصاف را بنمايد ؟ تمامي اين سوالها و بسياري ديگر مجموعه سوالاتي است كه از ذهن اعضاي كانون مدافعان حقوق بشر گذشته است ، آقاي عبدالفتاح سلطاني نيز با سعه صدر اعلام نمودند كه كانون مدافعان حقوق بشر هرگز اعلام ننموده است كه در انتخابات شركت ننماييد اما در عين حال نگفته است كه در انتخابات نيز شركت نماييد ، بلكه اين خود ملت هستند كه بايد تشخيص دهند كه در انتخابات شركت نمايند يا ننمايند. اين بسيار متفاوت است با آنچه كه حضرات شركت در انتخابات را يك تكليف شرعي عنوان مينمايند اما از همه اينها بدتر جاي شوربختي است كه آقاي حسن كامران كه نماينده مجلس نيز هستند در مصاحبه صدايي جمهوري اسلامي عنوان نموده اند كه شركت در انتخابات باعث ناراحتي دشمن خواهد شد و علي الخصوص صهيونيست ها را ناراحت خواهد نمود. ايشان حتي پيشاپيش عنوان نمودند كه اين انتخابات بسيار بسيار پرشور تر از تمامي سالهاي گذشته خواهد بود!؟ به نحوي كه مجري نگون بخت هرآنچه كه سعي در تلطيف سخنان آقاي حسن كامران داشت ، باز هم آقاي كامران با اعتماد به نفسي مثال زدني تاكيد داشت كه شركت در اين انتخابات پر شور و حتي بي نظير خواهد بود ، سوال اين است آيا آقاي كامران از تمايل ملت خبر دارد كه آيا ميخواهند راي دهند يا نه !؟ در حالي كه هنوز بسياري از مردم در پاسخ به اين سوال كه آيا در انتخابات شركت مي كنند يا نه پاسخ داده اند كه هنوز نميدانند و منتظر هستند تا ببينند كه نامزدها كه هستند و برنامه هايشان چيست. بنابراين ، اين سوال مطرح ميشود كه آيا قرار است شناسنامه هايي از پستوي ناكجا آباد جهت مصارفي خاص خارج شوند ؟ آيا اقاي كامران منظورشان اين شناسنامه ها بوده است ؟ در اين چند روز باقيمانده تا انتخابات تنها ميتوان اميدوار بود كه انتخابات به سلامت برگزار شود.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    at 09:31:52 | Permalink | No Comments »