او با ما برد يا ما به او باختيم ؟
در هنگامه انتخابات راست جمهوري ايالات متحده جمهوري اسلامي آشكارا و نهان به حمايت از حزب دمكرات پرداخت و دليل حمايت خود را نيز خوي جنگ طلبانه جمهوري خواهان ميدانست ( غافل از اينكه چندي پيش و در پي به پايان رسيدن پايان رياست جمهوري جرج بوش مشخص گرديد كه سال گذشته اسراييل قصد حمله به تاسيسات ايران را داشته است كه با مخالفت آقاي بوش مواجه گرديده بود!!) بنابراين به هرنحو ممكن خواهان پيروزي دمكراتها بود و حتي در مصاحبه هاي گاه و بيگاه سران نظام اين امر مشخص بود اما اين خوشحالي ديري نپاييد چرا كه حضرات را تفكر بر اين بود كه اوباما در انتخابات پيروز نخواهد شد و ايشان ميتوانند ساستهاي ايالات متحده را به باد انتقاد بگيرند (چيزي كه كاملا بر عكس اتفاق افتاد) و حتي عنوان نمودند كه در ايالات متحده اجازه نخواهند داد كه يك سياه پوست رييس جمهور شود اما از شوربختي اين حضرات آقاي اوباما رييس جمهور شد كه اين تازه آغاز تيره روزي هاي جمهوري اسلامي بود چرا كه اين انتخابات نشان داد كه ايالات متحده چه انتخابات آزادي دارد كه يك سياه پوست كه تا چند دهه پيشتر حتي اجازه سوار شدن بر اتوبوس سفيد پوستان را نداشت و از كمترين حقوق اجتماعي جامعه آمريكا نيز برخوردار نبود رييس جمهور ايالات متحده شود بنابراين محبوبيت اوباما روز به روز بيشتر و بيشتر گرديد ، اين محبوبيت زماني بيشتر گرديد كه آقاي اوباما عنوان داشت بدون هيچ پيش شرطي با ايران به گفتگو خواهد نشت اما اين در ابتدا براي سران جمهوري اسلامي خوش آيند آمد ، اما در ادامه و پس از پيروزي اوباما در انتخابت حضرات جمهوري اسلامي در تفكري دوباره متوجه گرديدند كه اين سخنان اوباما چندان جالب نبوده است چرا كه جمهوري اسلامي به دشمن نياز دارد و همواره بايد دشمني باشد كه با مستمسك قرار دادن اين دشمن خارجي به سركوب مخالفان داخلي بپردازند و اين مخالفان را جاسوس دشمن بنامند بنابراين اگر با آمريكا دوست شوند سركوب مخالفان سخت خواهد بود اما اين ، همهي ناراحتي سران نبود ، در زمان آقاي جرج بوش كشورهاي بسياري كه با سياست هاي جنگ طلبانه او مخالف بودند سعي مينمودند كه روابطي نسبتا خوب با ايران داشته باشند اما آقاي اوباما درست برعكس آقاي بوش محبوبيت بسياري در بين اكثريت كشورهاي جهان را دارا مي باشد و از همه بدتر اينكه حتي روسيه هم كه در زمان آقاي بوش به باج خواهي از آمريكا مي پرداخت ، در مقابل اين رييس جمهور جديد به نوعي كم آورده و توان مقابه با او را ندارد محبوبيت آقاي اوباما برگ برنده اوست ، از همه اينها بدتر طرز تفكر سران جمهوري اسلامي است كه فكر ميكردند با عوض شدن رييس جمهور در ايالات متحده نگرش ايالات متحده نسبت به ايران عوض خواهد شد و هرگز حتي ، سران متفكر جمهوري اسلامي نيز به اين موضوع توجه نكردند كه سياستهاي كلي نظام سياسي ايالات متحده را شخص و نفر و يا رييس جمهور تعيين نميكند و بر همين اساس ايالات متحده همچنان و عليرغم تعويض رييس جمهور ، ايران را بزرگترين دشمن خود ميداند و بر عليه ايران به صدور قطعنامه ادامه ميدهد حال بايد اين سوال را نمود كه آقاي اوباما با حمايت ما برد ؟ يا ما به سياستهاي او باختيم ؟ يا به عبارتي اوباما برد يا ما به اوباختيم ؟

There is no such thing as failing at blogging.