Saturday, January 5, 2008

شنیده های ورزشي

بنر ورزشی st-behesht

  • به گزارش ایسنا، در پی دعوت نامه فیفا برای میزبانی ایران از مسابقات جام جهانی فوتسال در سال ۲۰۱۲ و مطرح شدن این دعوت نامه در کمیته انتقالی و موافقت این کمیته، ایران رسما پیشنهاد میزبانی این بازی‌ها را ارائه کره است.

  • با اینکه جواد کاظمیان و علی کریمی به اردوی تیم ملی اضافه شده اند، منصور ابراهیم زاده در گفتگو با ایسنا عنوان کرد که از این دو بازیکن برای بازی دوستانه تیم ملی در روز شنبه برابر هانزا روستوک استفاده نمی کند. مربی تیم ملی معتقد است که کریمی و کاظمیان خسته اند و بهتر است مورد استفاده قرار نگیرند.

  • بنا بر اعلام اتحادیه‌ فوتبال اسکاتلند پس ازکناره گیری الکس مک‌لیش از سمت سرمربیگری تیم ملی این کشور، مارک مک گی، سرمربی مادرول، گراهام سونس، سرمربی پیشین نیوکاسل و رنجرز، جان کالینز، سرمربی هیبرنیان و بیلی دیویس، سرمربی کنونی داربی کانتی گزینه‌های مورد نظر اتحادیه فوتبال اسکاتلند برای هدایت تیم ملی این کشور هستند.

  • به گزارش نشریه آلمانی کیکر پس از اینکه جدایی اوتمار هیتسفلد ‌از بایرن مونیخ قطعی شد، مربیانی چون خوزه مورینیو، فرانک ریکارد، ‌آرمین فه، رافائل بنیتس، مارکو فان باستن ‌و یورگن کلینزمن گزینه های سرمربیگری بایرن به شمار می روند.

  • به گزارش ایسنا فیلم مستند بلند “سلطان” که درباره زندگی علی پروین است به جشنواره فجر ارائه خواهد شد. محمدرضا شریفی نیا، تهیه و مجید توکلی کارگردانی این مستند را برعهده داشتند.

  • حسین جلالی، رئیس سابق فدراسیون دوومیدانی در گفتگو با ایسنا وجود بیست دونده دوپینگی در زمان ریاست او بر فدراسیون را دروغ محض عنوان کرد. گفتنی است که دست اندکاران کنونی فدراسیون مدعی شده اند که فدراسیون را با بیست ورزشکار دوپینگی تحویل گرفته بودند.


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:37:30 | Permalink | No Comments »

دولت آباد؛ عراق در تهران

وارد که می شوی، عکس بزرگی از آیت الله حکیم به تو می گوید اینجا عراق تهران استhttp://st-behesht.blog.com/چادرهای حریر اسود عربی، خط نوشته های عربی و مکالمه های روزانه ای که به لهجه غلیظ عربی رد و بدل می شود، ویژگیهای محدوده خودمختاری در جنوب تهران است که هیچ شباهتی به مناطق فقیر نشین حاشیه این کلانشهر ندارد.

پشت در خیلی از مغازه ها، عبارت “تماس آسان با عراق” تکرار شده است؛ اینجا محله ای آرام با خیابانهای پهن و تمیز است که چندین حسینیه، مسجد و پایگاه دارد. وارد که می شوی، عکس بزرگی از آیت الله حکیم، رهبر مقتول مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق به تو می گوید اینجا عراق تهران است؛ محله دولت آباد، محله عراقیهای ساکن تهران.

تنها یک آبادی در جنوب تهران

“محله دولت آباد در سال ۶۰ و با اخراج معاودان و عراقیان شیعه از عراق ساخته شد، چون دولت ایران خودش این محل را ساخت، نامش را دولت آباد گذاشتند”. رضا الصباغ شصت ساله که در یکی از مغازه های سبک عربی بلوار قدس، لوازم دست دوم می فروشد و گاهی هم در مراسم عزاداری مداحی می کند، اینها را می گوید و اضافه می کند: “همینجا بود که مجلس اعلی شکل گرفت.” بلوار قدس بلوار بزرگی است که ابتدا و انتهای محله را به هم متصل کرده و خانه های سازمانی که در دهه شصت برای عراقیهای مهاجر ساخته شده در یک ردیف در سمت شمالی بلوار قرار گرفته اند. مغازه‌ ها در شکل و شمایل عربی و با اسامی عربی نظر هر غریبه ای را به خود جلب می ‌کنند، اینجا هم روزنامه عربی پیدا می شود و هم غذای عربی، ساکنان محله همچنان بعد از ۲۸ سال پیوندشان را با عراق حفظ کرده اند. این محله درست کنار محله های فقیر نشینی چون شاه عبدالعظیم و شوش واقع شده است.برخی از جوانان ساکن محله دولت آباد نه تنها ارتباط خود را با عراق حفظ کرده اند که خود را برای کشته شدن در راه هدف گروههای خاص فعال در عراق هم آماده می دانند. تصاویر متعدد آیت الله حکیم، آیت الله سیستانی، آیت الله محمدباقر صدر، کشته شدگان شاخه نظامی مجلس اعلا، موسوم به لشکر بدر، آیت الله خمینی و مناظری از شهرهای کربلا و نجف در بسیاری از مغازه ها و فروشگاههای محله دیده می ‌شود. قاسم، مالک یکی از سوپرمارکتهای دولت آباد، خود را از فرزندان آیت الله حکیم می ‌داند و می خواهد جان خود را فدای آرمان حکیم کند. حضور عراقیهای شیعه در ایران از سالهای آغازین جنگ شروع شد، با شدت گرفتن شعله جنگ، روند تندتری به خود گرفت و هیچگاه به بازگشت قطعی آنها به وطنشان منجر نشدhttp://st-behesht.blog.com/او در حالی که از مراسم مذهبی پایگاه صدر که کنار خیابان شهید عابد نظری در محله دولت آباد واقع است خارج می شود، می گوید: “من فدائی بدر هستم.” پایگاه شهید صدر هر روز برای اعضای خود برنامه دارد، روزهای دوشنبه هم در این محل کلاس قرآن برای خانمها برگزار می شود.

ایرانیان عراقی در عراق ایران

“برادرم تاجر بزرگی بود، اصل و نسب ما تهرانی بود و این در عراق باعث می شد ما را ایرانی بدانند، بعد از شروع جنگ ایران و عراق، یک روز صدام ما را به مهمانی دعوت کرد، تقریباً تمام تجار بزرگ ایرانی ساکن در عراق در آن مهمانی حضور داشتند، بعد از آن نشست، تمام دارایی ما مصادره شد و بسیاری از کسانی که به آن مهمانی دعوت شده بودند، دستگیر و زندانی شدند، به یک هفته نکشید که ما راهی ایران شدیم، با دستی خالی و بدون هیچ پشتوانه ای.” ارقش از تجاربزرگ سابق در عراق که در محله سیدخندان زندگی می کند و برای دیدار یکی از دوستانش به دولت آباد آمده، داستان اخراجشان را از عراق تعریف می کند. او جزو اولین گروه عراقیانی بود که شناسنامه ایرانی دریافت کردند، او در همان سالهای نخستین مهاجرت به ایران توانست در یکی از سازمانهای دولتی استخدام شود؛ البته این روزها به خاطر مطرح شدن مسائل سیاسی، استخدامش تعلیق شده است. حضور عراقیهای شیعه در ایران از سالهای آغازین جنگ شروع شد، با شدت گرفتن شعله جنگ، روند تندتری به خود گرفت و هیچگاه به بازگشت قطعی آنها به وطنشان منجر نشد. من شیعه علی ام و در سرزمین شیعی ایران به زبانعربی حرف می‌ زنم و فکر می کنم اینجا وطن من است، چون در آن هم آرامش دارم، هم امنیتhttp://st-behesht.blog.com/ الصباغ، از مهاجران اولیه عراقی، در همان سالهای اولیه حضورش در ایران توانست شناسنامه ایرانی بگیرد، او اصل خود را ایرانی و از یزد می داند و از زندگی‌ اش در ایران راضی است. الصباغ که در دولت آباد لوازم دست دوم می فروشد خود را مدیون دولت جمهوری اسلامی ایران می ‌داند و درباره اقامتش در ایران می گوید: “پدرم هفتاد سال پیش برای زیارت ائمه اطهار راهی عراق شد و وقتی دید اوضاع عراق برای تجارت مساعد است همانجا ماند اما من ماندن در ایران را که سرزمین اجدادی من است ترجیح می دهم.” تعداد زیادی از فرزندان عراقیهای ساکن ایران، محل تولدشان جایی در ایران است.رضا ابوزوده که در مغازه خرازی پدرش کار می کند با لهجه عربی - فارسی خاصی که خود آن را شیرازی - کاظمینی می داند درباره محل و سال تولدش می گوید: “۱۵/۱/۱۳۶۸، تهران”. پدرش که اصالتاً شیرازی است علاوه بر اینکه خرازی نسبتاً پر رونقی در دولت آباد دارد، برای زیارت نجف و کربلا هم تور می برد، دفتر ثبت نام تورهای عراق و عتبات عالیات او در همان مغازه خرازی اش است. اما بخشی از نسل دومیهای عراقیان ساکن ایران زبان فارسی را به عربی ترجیح می دهند.

در فلافل فروشی آل علی، مادر با لهجه غلیظ عراقی به عربی حرف می زند و معصومه، دخترش به فارسی جوابش را می دهد.آنها از لابلای جمعیتی که در فلافل فروشی مشغول خریدند بیرون می آیند، معصومه از فارسی حرف زدنش دفاع می کند و می گوید: “بین جوانهای محله دولت آباد به زبان فارسی حرف زدن کلاس دارد، من دوست ندارم اقلیت عراقی باشم و چون در ایران زندگی می کنم و اخیراً شناسنامه ایرانی هم گرفته ام ترجیح می دهم فارسی حرف بزنم، سالها پیش صدام پدر و مادر ما را از عراق اخراج کرد و ما در ایران متولد شدیم، چرا به زبان عربی حرف بزنم، وقتی در ایران هستم؟” اما حسین نظری متفاوت دارد و از اینکه به دو زبان فارسی و عربی مسلط است، خوشحال است و خود را هم ایرانی - عراقی می داند، او معتقد است اینکه او عراقی است او را به دنیای بزرگ عربها متصل می کند و اینکه فارسی حرف می زند و شیعه است، او را به دنیای عجم.

 بین جوانهای محله دولت آباد به زبان فارسی حرف زدن کلاس دارد، من دوست ندارم اقلیت عراقی باشم http://st-behesht.blog.com/عرب بودن، افتخار یا شرم

آمار دقیقی از تعداد عراقیهای ساکن ایران وجود ندارد، خصوصاً که تعداد زیادی از آنها توانسته اند شناسنامه ایرانی بگیرند، اکثریت عراقیهای ساکن ایران در تهران، کرج، قم و مشهد ساکنند، تعداد ساکنان تهران و حومه آن را حدود یکصدهزار نفر برآورد کرده اند. حسن که در میدان دولت آباد سوم مغازه میوه فروشی دارد و ایرانی است، هشتاد درصد ساکنان محله را عراقی می ‌داند، او به خاطر ارتباط کاری اش با عربها، عربی یاد گرفته و آنها را مردم شریف و بی آزاری می‌ داند. بر عکس او، عده ای هم هستند که درباره عربها با کینه حرف می زنند، جلال که او هم ایرانی الاصل است و مغازه قصابی در این محله دارد با انزجار از عربها یاد می کند، با اینکه مغازه اش مملو از تصاویر مکه و کربلا و نجف است، در برابر این پرسش که آیا عراقی هستی می گوید: “خدا آن روز را نیاورد که من از نژاد صدام ملعون باشم.” از طرف دیگر، قاسم ۳۸ ساله که صاحب سوپرمارکت است، به عربی با مشتریهایش حرف می زند و خود را عرب می‌ داند، او تلاش می کند از زیراین سؤال که آیا اجدادش ایرانی بوده اند یا عراقی شانه خالی کند اما در نهایت اشاره می کند که ۱۵۰ سال پیش، جدش از بروجرد در غرب ایران به نجف رفته و همسر عراقی اختیار کرده است. افرادی هم هستند که نه تنها خود را ایرانی نمی دانند، بلکه سعی می کنند عراقی بودن خود را نشان دهند.

کافه اینترنت بشیر تقریباً جایی برای سوزن انداختن ندارد، او که پسر مشاور اقتصادی نوری مالکی، نخست وزیر عراق است درحالی که پرچم بزرگی از عراق به دیوار زده می گوید: “هر از چند گاهی به ما تذکر می‌دهند که پرچم را برداریم” روی میز یک پرچم رومیزی ایران هم هست، او خود را مجبورمی ‌داند که پرچم ایران را روی میز کارش قرار دهد.بشیر که حاضر نیست شناسنامه ایرانی بگیرد خود را از فرزندان حکیم می ‌داند، پدربزرگ بشیر، سید مهدی حیدری ملقب به ثائر، کسی است  برخی از جوانان ساکن محله دولت آباد نه تنها ارتباط خود را با عراق حفظ کرده اند که خود را برای کشته شدن در راه هدف گروههای خاص فعال در عراق هم آماده می دانندhttp://st-behesht.blog.com/که فتوای جهاد علیه انگلیسیها را در عراق صادر کرده، البته او معتقد است زادگاه تمام جریانهای شیعی عراق، مانند مجلس اعلی، سپاه مهدی و لشکر بدر در ایران بوده‌ است. موضوع عرب یا ایرانی بودن، در مورد نسل دوم عراقیهای ساکن ایران، به نظر عده ای تنها نظر و عقیده نیست.حیدر که خود صاحب سه پسر و یک دختر است در این باره معتقد است: “خیلی از بچه های عراقی که در ایران زندگی می کنند دچار بحران هویت شده اند، در ایران، عرب بودن مخصوصاً عراقی بودن منفور است و آنها می خواهند به همه القا کنند که ایرانی اند”. بچه هایی که با جیغ و فریاد از مدرسه امیرکبیر خارج می شوند فقط به فارسی با هم حرف می زنند.از بین آنها، مریم پانزده ساله با این که خودش را عراقی می داند می گوید: “ما فرزندان [لشکر] بدریم، عموی من عراقی بود اما علیه صدام جنگید و شهید شد، من افتخار می کنم که در ایران هستم.”

بازگشت به عراق یا ماندگاری ابدی

“خیلی از دوستان و اعضای خانواده های ما در عراق هستند و من همیشه نگرانم اتفاقی برایشان بیفتد، ما بالاخره روزی به عراق برمی گردیم، عراق خالی از جنگ”. این را مریم، نوجوان پانزده ساله می گوید اما ندی که هم سن و سال مریم است دوست دارد در ایران بماند، او می گوید: “پدربزرگم تاجر ثروتمند عطر در بغداد بود، اجدادم اصفهانی اند و خوشحالم در ایران زندگی می کنم.” باسم کفائی خراسانی ، نوه آیت الله محمدکاظم آخوند خراسانی، روحانی مشروطه خواه و نویسنده کتاب کفایة الاصول که از کتب اصلی درسی در حوزه های علمیه است، راننده آژانس است. او از کودکی اش، روزگارشان در عراق و جشن عید الشجر‌ه که مصادف با نوروز ایرانی در عراق است و ایرانیها برگزار می کردند، خاطراتی تعریف می‌ کند و می‌ گوید: “ما عراقی شدیم اما ریشه هایمان را حفظ کردیم، اینجا به برکت کمکهای دولت ایران و حمایت مجلس اعلی عراق زندگی خوبی داریم و راضی هستیم، اگر اوضاع عراق هم خوب بشود همینجا می مانیم”.

حیدر از این هم جلوتر می رود و معتقد است: “من شیعه علی ام و در سرزمین شیعی ایران به زبان عربی حرف می‌ زنم و فکر می کنم اینجا وطن من است، چون در آن هم آرامش دارم، هم امنیت”. ریاض ۴۲ ساله که در مقابل حسینیه کاظمینیها نشسته است آرزو دارد روزی دوباره به عراق برگردد اما می گوید: “ولی بچه هایم ایران را ترجیح می دهند، آنها حتی در خانه هم فارسی حرف می زنند”. شاید او هم به خاطر امکاناتی که در منطقه دولت آباد و در ایران دارد می داند که دیگر به عراق باز نخواهد گشت، ریاض عصرهای خود را در پایگاه صدر می گذراند، دو اتاق خانه اش را به عراقیهایی که برای مداوا یا گردش به ایران می آیند اجاره می دهد و درآمد خوبی از این راه کسب می کند. محسن ۲۶ ساله هم که دوسال پیش اقامت ایران را با کمک مجلس اعلی عراق گرفت و اصلیتاً بغدادی است، گرفتن اقامت دائم برای عراقیها را دشوار می داند اما می گوید: “اقامتهای سه ماهه و شش ماهه براحتی به عراقیها داده می شود و آنها تمام مدت تابستان را که درتهران هستند در خانه های محله ‌دولت آباد مستقرند و تا شبی هفتاد هزار تومان هم اجاره خانه می دهند”.


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:36:09 | Permalink | No Comments »

معرفی آثار ژازه تباتبایی در کتابی تازه

 

این کتاب در برگیرنده ۵۹ تصویر از آثار ژازه در ابعاد مختلف است http://st-behesht.blog.com/انتشارات نزهت به همراهی نشریه تندیس از مجموعه هنرمندان معاصر ایران کتابی را درباره آثار ژازه طباطبایی، یا آنگونه که خودش می نویسد تباتبایی، مجسمه ساز مدرن معاصر منتشر کرده است.

کتاب دو مقدمه دارد یکی به قلم جلال ستاری و دیگری به قلم عباس اکبری و به دو زبان فارسی و انگلیسی است. ژازه ۷۷ سال دارد و سالیان سال است که با قطعات ماشین های اسقاطی مجسمه های زیبایی می سازد. جلال ستاری در مطلبی با عنوان “اسطوره ژازه” نوشته است شخصیت انسانی ژازه بازتاب واقعیتی است که از چشم دوستان نزدیک پوشیده نمانده است. ستاری، ژازه را هنرمندی فرهیخته معرفی کرده است که قدمت و مداومت درکار دو خصلت او است و به همین دلیل هنرمند حرفه ای تمام عیاری است و در ضمن تک بعدی هم نیست. چون به موازات نقاشی، پیکره سازی و نگارخانه داری هم کرده است. شعر سروده، قصه گفته، کتاب شعر و قصه به چاپ رسانده، در چند فیلم بازی کرده ، با هنر باله آشنایی دارد و …. به نظر ستاری با فقر فرهنگ، هنر فقیرمایه می شود و در نهایت به تکنیک دانی و شناخت اسلوب و صناعت، ولو در حدی ممتاز، تقلیل می یابد. فرهنگ به مثابه روح هنراست و تکنیک، صورتش و روح است که به صورت جان می بخشد. ژازه با همین خصلت که ویژگی ممتاز منش و آفرینش او است نخستین هنرمندی در ایران است که با ماده بی مصرف، چرخ و دنده شکسته، آهن پاره، اسباب و وسایل قراضه و لوازم یدکی مستعمل پیکره های کوچک و بزرگ زیبایی ساخته است. این تندیس ها که بیش از نقاشی ها و سفالینه هایش شهرت دارد، در ایران آن دوره اهمیتی فرهنگی داشت، چون هنر را از قالب صنایع مستظرفه خارج می کرد. ژازه با این کار که در آن روزگار جسارت آمیز بود، گویی ندا می داد که هنر به اعتبار فخامت ماده، هنر نمی شود. ستاری، ژازه را در آن دوران هنرمندی آوانگارد می داند که خلاقیت ذهن را با هر ابزاری مجال نمود می داد و تفوق روح و ذهن بر ماده را به اثبات می رساند. کتاب در برگیرنده ۵۹ تصویر از آثار ژازه در ابعاد مختلف است. عکس زیبایی هم از این هنرمند در کنار یکی ازآثارش در صفحات نخستین کتاب آمده است. ژازه تباتبایی نوشتن را از دوازده سالگی آغاز کرد و تاکنون بیش از ۴۰ جلد کتاب شامل داستان های فولکلور، رمان، شعر، نقد هنری و نمایشنامه منتشر کرده است. وی پیش از ورود به دانشگاه، یک روزنامه هم منتشر کرد. پس از آن به کارگردانی،‌ هنر دراماتیک، باله و نقاشی و مجسمه سازی علاقه مند شد. ژازه در یک مصاحبه چاپ نشده به نگارنده گفته است که اولین کار هنری اش را در دوران کودکی و در زمان جنگ جهانی دوم انجام داده است. این اثر در آتلیه ژازه موجود است. در زمان جنگ جهانی دوم، والدین ژازه از ترس بمباران او را مجبور می کردند زیر تخت بخوابد و او در همان جا با چسباندن و شکل دادن به عروسک ها و اسباب بازی های شکسته در سطح زیرین تخت شاهکار خود را آفریده است. ژازه بنیانگذار و مدیر گالری هنر مدرن است که ۵۰ سال پیش آن را تاسیس کرد. آثار او تاکنون در کشورهای استرالیا، چین، انگلیس، فرانسه، آلمان، یونان، هند، ایران، ایتالیا، موناکو، سوئد، ترکیه، امریکا و یوگسلاوی به نمایش گذاشته شده است. در یکی از میادین بندر ویگو در اسپانیا که اقامتگاه ژازه در سفرهایش به اسپانیا در آنجا قرار دارد یک مجسمه از آثار او نصب شده است. این کتاب در شمارگان ۱۵۰۰ جلد منتشر شده است. عکس آثار را امید محکمی گرفته و پرتره هنرمند کار علیرضا سعادت است.

یکی از مجسمه های ژازه تباتبایی در میدانی در بندر ویگو در اسپانیا نصب شده است http://st-behesht.blog.com/تنهایی یک هنرمند

پخش این کتاب مصادف شد با مصدومیت ژازه تباتبایی که معمولا نیمی از سال را در اسپانیا می گذراند و نیمی دیگررا در ایران. او محل گالری مدرن را که خانه وی نیز در آن است تبدیل به موزه آثارش کرده است و ترجیح می دهد در کنار آثارش زندگی کند. تابستان گذشته در غیاب ژازه عده ای در گالری - موزه را باز کرده و ضمن برداشتن تعدادی از آثار هنری آنجا را تبدیل به پاتوق خود کرده بودند. به همین دلیل ژازه زودتر به ایران برگشت و به دلیل احساس ناامنی هر شب یکی از دوستان در نزد او می ماند و در ۱۵ آذر گذشته ژازه به دلیل شکستگی لگن خاصره در بیمارستان بستری شد و به دلیل داشتن ناراحتی قلبی، کلیوی و پوکی استخوان مدتی طول کشید تا آمادگی جراحی را بیابد. در این فاصله دوباره قفل گالری- موزه شکسته شد و افرادی که هویت آنها فعلا مجهول است درآنجا سکونت گزیدند. برای جلوگیری از حیف و میل اموال و تندیس های ژازه برخی مسئولان فرهنگی وارد ماجرا شدند و با پی گیری های آنان در گالری جوش داده و پلمپ شد. به گزارش ایسنا گفته می شود محافظی هم به صورت نامحسوس برای نگهبانی از آتلیه منصوب شده است. این به قول ایسنا “شاعر قلمروهای آهنی” پس از جراحی برای یک ماه به آسایشگاه فرزانگان منتقل شد. به گفته فرح اصولی، نقاش و از دوستان نزدیک ژازه، او تنها زندگی می کند و شرایط خانه و آتلیه اش هم برای وضعیت جسمی فعلی او مناسب نیست. به زعم دوستان تباتبایی، حضور صرفا یک پرستار در منزل برای مراقبت از ژازه تباتبایی کفایت نمی کند و ضرورت دارد تحت مراقبت های پزشکی باشد، اما وی خانواده و یا بستگان نزدیکی ندارد. قرار بود موزه هنرهای معاصر در زمستان نمایشگاهی از آثار ژازه تباتبایی ترتیب دهد و در اردیبهشت ۸۷ نیز بزرگداشتی همراه با نمایشگاهی اژ آثار او قرار بوده در فرهنگستان هنر برگزار شود. برگزاری نمایشگاه های فوق بستگی به بهبود نسبی ژازه دارد. آثار ژازه در جشنواره های پاریس، سن پائولو و جشنواره دو سالانه ونیز شرکت کرده و بیش از 10 جایزه جهانی را دریافت کرده است.مسئولان فرهنگی وزارت ارشاد و فرهنگستان هنر حمایت خود را از ژازه تباتبایی اعلام کرده و گفته اند که گالری - موزه - آتلیه ژازه را به موزه آثار او تبدیل خواهند کرد.


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:30:46 | Permalink | No Comments »

نمایش چهار فیلم مستند ایرانی در برلین

 

نمایش فیلم‌ها در چارچوب پروژه "اروپا در خاور میانه ـ خاور میانه در اروپا" در منطقه برلین و براندنبورگ انجام می شودhttp://st-behesht.blog.com“فرهنگ و سیاست در خاورمیانه” عنوان برنامه ای است در “خانة فرهنگ های جهان” برلین، که از ۱۶ دسامبر آغاز شده، و تا ۱۳ ژانویه ادامه دارد. در این برنامه چهار فیلم مستند از ایران نیز نمایش داده می شود.

این برنامه، که شامل فیلم های مستند پژوهشی است، در چارچوب پروژه “اروپا در خاور میانه ـ خاور میانه در اروپا” از بنیاد فرهنگی توسن در منطقه برلین و براندنبورگ انجام می شود. بخشی از برنامه شامل گفتگو با گروهی از روشنفکران وهنرمندان نامدار مصری، فلسطینی ـ اسراییلی، لبنانی، ایرانی، سوری و عراقی می شود، که به صورت فیلم‌های ویدئویی در سرسرای بزرگ خانه فرهنگ‌ها نشان داده می شود. تجربه و دیدگاه های روشنفکران مورد اشاره در زمینه های گوناگون، از جمله در زمینه های درگیری و رویارویی مدرنیته و سنت، دایره تاثیر اندیشه و فرهنگ اروپایی در کشورهای مورد اشاره، جستجوی هویت فرهنگی، تبعید، موقعیت سیاسی ـ اجتماعی پس از جنگ خلیج فارس و واقعة ۱۱ سپتامبر، و دشواری های گوناگونی که اهل هنر و اندیشه با آنها درگیر هستند، از جمله مسائلی است کهدر این گفتگوها به آنها پرداخته می شود. در بخش ایرانی برنامه، چنان که اشاره شد، چهار فیلم مستند ـ و در واقع چهار گزارش پژوهشی - در متن برنامه ها گنجانده شده است، که آخرین بار روز ششم ژانویه به نمایش درخواهد آمد. یک فیلم از خانم مینا سعیدی شاروز بنام سرودهای آزادی، و سه فیلم از بهمن کیارستمی با عنوان های شوش را دیدم (۸ دقیقه)، شبیه خوانی (۵۲ دقیقه)، و فیلمی دربارة جهانگیر رزمی برندة جایزة عکاسی پولیتزر در سال ۱۹۸۰ (۳۰ دقیقه). هر سه فیلم در سال ۲۰۰۷ ساخته شده اند.

نیره سعیدیhttp://st-behesht.blog.com/نیره، سرود آزادی

سرود های آزادی دربارة نیره سعیدی ساخته شده است. وی از شاعران پیش از انقلاب، نماینده مجلس شورای ملی و سردبیر نشریه ای بنام بانو بود، که از او یک دفتر شعر، یادداشت هایی از زندان، و ترجمه هایی از شعرهای شاعران فرانسه بجای مانده است. نیرة سعیدی پس از انقلاب مدتی بازداشت شد، سپس به فرانسه رفت و در سال ۱۹۹۱ زندگی را بدرود گفت. مینا سعیدی، فرزند شاعر، و ساکن فرانسه، به بهانة پژوهش دربارة شعر و زندگی مادرش به تهران می رود، و همراه با گروهی از دست اندرکاران فیلم، در جاهای مختلف، از جمله با زنان صاحب نامی چون سیمین بهبهانی، شیرین عبادی، و شهلا شرکت، سردبیر نشریه زن، درباره موقعیت کنونی زنان در ایران به گفت و گو می پردازد. پس‌زمینة گفت و گوها دربارة آزادی زنان در مقایسه با دوران پیش از انقلاب است. در این راستا جملة زیبایی از سیمین بهبهانی می تواند برای همیشه در خاطر بماند: انقلاب خیلی چیزها را از ما گرفت، اما به ما [زنان] یاد داد که مقاومت کنیم. در جریان فیلم دوربین به برخی محله های قدیمی، خانة متروک نیره سعیدی، پشت صحنه تئاتر، دفتر مجله زنان، و قهوه خانه سنتی ـ فضای پر از رقص و آواز ـ سرک می کشد و خواست‌ها، دیدگاه ها و واکنش‌های زنان را در برابر دشواری های گوناگون سیاسی اجتماعی دنبال می کند. اهمیت این فیلم، که از کیفیت فنی و تصویری بسیار خوبی برخوردار است، در این است که در موضوع مورد اشاره، یعنی شعر و زندگی خانم نیرة سعیدی، محدود نمی ماند، بلکه در جستجوی تصویری واقع بینانه از زندگی زنان روشنفکر ایران است.

شوشhttp://st-behesht.blog.com/شوش را دیدم

بهمن کیارستمی متولد ۱۹۷۸ تهران، کار فیلم را سال‌ها پیش در همکاری با پدرش، عباس کیارستمی، آغاز کرده، و سالهاست که جدا از پدر کار می کند. فیلم هایی که از او در خانة فرهنگ‌های جهان نشان داده می شود، مستند و پژوهشی است. عنوان شوش را دیدم، فیلم سیاه و سفید در هشت دقیقه، از یکی از شعرهای مهدی اخوان ثالث گرفته شده است. اخوان پس از دیدار از خرابه های باستانی شوش، که به کوشش باستان شناسان در دهة چهل از زیر خاک بیرون آورده شده بود، شعر شوش را سرود. بهمن کیارستمی پس از گردشی کوتاه در فضاهای خاکستری، بناهای ویران، و نگاه در ستون ها و سرستون ها و پیکره های بخاک افتاده، که یادآور عظمت دوران باستان و تمدن های ایلامی و پارسی است، سری نیز به شهر کنونی شوش، میان پرده ها، تصویرها و تبلیغات ایدئولوژیک کنونی می زند، و تماشاگر فیلمش را به داوری میان دو فرهنگ باستان و امروزی جامعه فرا می خواند. در جریان فیلم شعر شوش را دیدم خوانده می شود.

رزمی http://st-behesht.blog.com/شبیه خوانی

فیلم دوم کیارستمی پژوهشی است در باره رواج شبیه خوانی ( تعزیه) در سال‌های اخیر، و کار و زندگی آنان. دوربین در برابر فضایی سفید قرار می گیرد، و از شبیه خوانان و چاوشگران خواسته می شود تا در هیئت موافق خان یا مخالف خوان اجرای نقش کنند. سپس به سراغ یکایک آنان، که در زمره آدم‌های معمولی جامعه، مثل عکاس، رانندة کامیون، تاکسی ران، هنرپیشه پیشین تئاتر، کارمند تئاتر و غیره هستند، می رود، و در کار و زندگی شخصی آنان تامل می کند. همچنین با عبور از فضاهای غم انگیز نوحه خوانی، سوگواری های مذهبی، و شبیه خوانی، تأثیر چنین سننی در توده مردم را دنبال می کند. شبیه‌خوانی بخصوص برای برخی از تماشاگران آلمانی، که مراسمی چون تعزیه خوانی را در پیدایش سیستم فاصله گذاری برتولت برشت بی تاثیر نمی دانند، جالب است.

گمنام

سومین فیلم بهمن کیارستمی کوششی است برای شناساندن جهانگیر رزمی برنده واقعی جایزه عکاسی پولیتزر در سال ۱۹۸0. ماجرا از این قرار است:

در شهریور ۵۸ عکس تکان دهنده ای از مراسم تیرباران جمعی از کردهای ایران، در روزنامه اطلاعات به سردبیری محمد حیدری، سپس در پاری ماچ، اشترن، لایف و برخی دیگر از نشریات معتبر اروپایی و آمریکایی منتشرشد، که توجه دست اندرکاران جایزة پولیتزر را جلب کرد، و سرانجام بعنوان مهمترین عکس سال ۱۹۸۰ شناخته شد. اما به دلیل شرایط حاکم بر ایران نام عکاس آن حتی از دید داوران جایزه پنهان ماند. تا مدتی پیش این عکس به رضا دقتی، ساکن پاریس، زنده یاد کاوه گلستان، و نیز شهریار ایازی، خبرنگار اطلاعات در سنندج نسبت داده می شد، اما سرانجام به کوشش جهانگیر رزمی و دوستانش حق به حق‌دار رسید. بهمن کیارستمی، در فیلم مورد اشاره، به کشف واقعیت می رود. اما فیلم او در این موضوع محدود نمی ماند. درفیلم از جمله صحنه های تکان دهنده ای از بازی بیرحمانة یکی از “سرداران” با سر یکی از کشته شدگان عراقی در جنگ هشت ساله نشان داده می شود، که مو بر تن تماشاگر راست می کند. و نیز فاش می شود که در عکس مورد اشاره چهره شخصیت‌های شناخته شده ای دیده می شده، که در تیرباران کردها شرکت داشته اند. به همین دلیل به شرطی به عکس اجازه چاپ داده اند، که چهرة آن شخصیت ها سیاه شود.


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:28:48 | Permalink | No Comments »

نا آرامی در بندرترکمن در پی مرگ ماهیگیر جوان

نقشه بندرترکمنhttp://st-behesht.blog.com/کشته شدن یک ماهیگیر هیجده ساله ترکمن در اثر برخورد با قایق مأموران “حراست دریا” در شمال ایران، باعث نا آرامی در شهر بندرترکمن، عمده ترین شهر ترکمن نشین در ایران شد.

گزارشها حاکی است که در نخستین ساعات بامداد جمعه 27 دسامبر (هفتم دی) قایق حراست دریا که در حال گشتزنی برای جلوگیری از صید غیرمجاز ماهی در دریای خزر بوده با قایق حامل چند ماهیگیر از روستای ترکمن نشین چاپاقلی برخورد می کند که طی این حادثه، ماهیگیر هیجده ساله ای به نام حسام الدین خدیور بر اثر برخورد سر وی با پروانه قایق حراست بشدت آسیب می بیند و پس از انتقال به بیمارستان امام خمینی شهر بندرترکمن، جان خود را از دست می دهد. حراست دریا اعلام کرده که حادثه بر اثر نبود دید کافی در شب و به صورت غیرعمدی رخ داده اما از ماهیگیران حادثه دیده نقل شده که مأموران حراست دریا به نورافکنهای قوی مجهز بوده اند و حتی از فاصله پنج متری می توانستند مسیر قایق را عوض کرده، حداقل از شدت تصادف بکاهند. به دنبال مرگ ماهیگیر جوان، ‏روز یکشنبه گذشته شماری از مردم محلی به پاسگاه انتظامی روستای چاپاقلی و فرمانداری بندر ترکمن هجوم برده و به ساختمان فرمانداری و اموال، خودروها و ‏قایقهای آن آسیب جدی وارد کردند. سحرگاه سه شنبه نیز مأموران انتظامی طی عملیاتی و با هجوم به خانه ها، عده ای را که گمان دست داشتنشان در نا آرامی می رفت بازداشت کردند. این نا آرامی باعث اتخاذ تدابیر امنیتی در بندرترکمن و آماده باش نیروهای نظامی و انتظامی در منطقه شده است.پیشتر نیز در چند مورد، ماهیگیران محلی بر اثر تیراندازی مأموران حراست دریا کشته شده بودند.بر اساس گزارشها، پاییز سال گذشته ماهیگیر 29 ساله ای به نام نعمان نیازی اهل روستای خواجه نفس از بخش گمیشان شهرستان بندر ترکمن بر اثر تیراندازی مأموران حراست دریا کشته شده. گفته می شود عده ای از حمله کنندگان به فرمانداری ترکمن صحرا، اهالی روستای خواجه نفس بوده اند.محمدقلی ایری نماینده بندر ترکمن در مجلس شورای اسلامی به روزنامه اعتماد گفته که تاکنون سه بار پشت تریبون مجلس در سخنرانیهای قبل از دستور اعلام کرده که در بندر ترکمن به طور غیرقانونی به صیادان تیراندازی می شود و از وزیر کشور و کشاورزی در این باره پرسیده و دو بار هم به رئیس جمهور نامه داده اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده است”. به گفته آقای ایری، حراست دریا اعلام کرده که برخی صیادان هم به متقابلاً بسوی مأموران حراست دریا تیراندازی می کنند.وی به روزنامه اعتماد گفته: “ما هم معتقدیم باید با صیاد غیرمجاز برخورد شود اما با قاچاقچیان عمده و دلالان بزرگ خاویار که عامل اصلی کاهش صید هستند و معمولاً از بینی شان هم خون نمی آید هم برخورد کنند … نمی توان به روستایی فقیر گفت که گرسنگی بکشد”.


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:26:16 | Permalink | No Comments »

دو فعال حقوق زنان در ایران از زندان آزاد شدند

جلوه جواهری (راست) و مریم حسین خواه از فعالان کمپین یک میلیون امضا هستندhttp://st-behesht.blog.com/مریم حسین خواه و جلوه جواهری، دو فعال حقوق زنان در ایران، روز چهارشنبه با تودیع وثیقه های تعیین شده از زندان اوین آزاد شدند.

خانم حسین خواه روز 27 آبان (18 نوامبر 2007) و خانم جواهری دو هفته بعد از آن بازداشت شده بودند.قاضی پرونده ابتدا برای هر یک از این دو 100 میلیون تومان وثیقه تعیین کرده بود که خانواده های آنها به دادگاه اعلام کردند توانایی تودیع این مقدار وثیقه را ندارند. کاوه مظفری، همسر جلوه جواهری، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی فارسی از کاهش این وثیقه به پنج میلیون تومان ضمانت نامه بانکی برای هر یک از این دو خبر داد و گفت با ارائه این مقدار ضمانت نامه، هر دوی آنها چهارشنبه شب از زندان آزاد شده اند. مریم حسین خواه و جلوه جواهری از اعضای گروهی هستند که خود را “کمپین برای یک میلیون امضا” می خواند و قصد دارد با جمع آوری یک میلیون امضا از زنان و مردان ایرانی، درخواست تغییر قوانینی را که به گفته آن تبعیض آمیز است، به مجلس ایران ارائه دهد. چندی پیش غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات ایران، فعالان حقوق زنان را متهم کرد که آلت دست گروه های خارجی شده اند تا به گفته وی به “براندازی نرم” کمک کنند. اما فعالان این گروه تفسیر مقامات دولت ایران از فعالیت هایشان را قبول ندارند. به گفته آنها حرف و هدف اصلی کمپین برای یک میلیون امضا، به دست آوردن حقوق برابر برای زنان است. مریم حسین خواه و جلوه جواهری از جمله ده ها نفری بودند که خردادماه سال گذشته (ژوئن 2006) به هنگام تجمع در میدان هفت تیر تهران، در اعتراض به برخی قوانین تبعیض آمیز مربوط به زنان در قوانین ایران، با برخورد فیزیکی نیروی انتظامی روبرو شده و بیش از سی نفر از آنها، از جمله مریم حسین خواه و جلوه جواهری، همان روز بازداشت شدند.


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:25:20 | Permalink | No Comments »

وزیر نفت ایران: در روزهای آتی مشکل تأمین سوخت وجود ندارد

به گفته وزیر نفت ایران، تمام گازی که امکان تولید آن وجود داشته به شبکه تزریق شده استhttp://st-behesht.blog.com/وزیر نفت ایران اعلام کرد که گاز تولیدی در کشور برای تأمین نیاز گاز شهرهای مختلف در نظر گرفته شده و مشکلی برای تأمین سوخت در روزهای آتی وجود ندارد.

طی چند روز گذشته شماری از شهرهای شمالی و غربی ایران با افت فشار گاز مواجه شدند و در شهر قائم شهر در استان مازنداران گاز شهری به صورت کامل قطع شد. قطع گاز در روزهای سرد زمستانی و در شرایطی رخ داده که بارش برف بخش بزرگی از شمال ایران را سفیدپوش کرده است.گاز سوخت اصلی وسائل گرمازا در شهرهای ایران است و در برخی مناطق همچون شهرستان خلخال، مدارس به علت قطع گاز تعطیل شده اند. علت کاهش گاز، قطع صدور گاز از ترکمنستان به ایران اعلام شده که به گفته مقامات ترکمن، ناشی از تعمیرات اضطراری بوده اما هنوز تاریخی برای از سرگیری صدور گاز از این کشور به ایران اعلام نشده است. غلامحسین نوذری، وزیرنفت ایران در حاشیه جلسه هیئت دولت، اقدامات این وزارتخانه را برای جبران کمبود گاز شهری تشریح کرده و گفته که ظرف چند روز گذشته بزرگترین عملیات مقابله با کاهش فشار و تأمین گاز مورد نیاز انجام شده که از جمله آن، احداث فوری چند خط لوله انتقال گاز و ارسال گاز مایع بوده است. به گفته وزیر نفت ایران، میزان انرژی مصرفی سالیانه در این کشور معادل یکصد میلیارد دلار و میزان گازی که ‌در شبکه جریان دارد، معادل سه میلیون بشکه نفت است که به ازای هر درجه کاهش دما، تقاضای مصرف گاز سیزده ‬تا چهارده ‬میلیون متر مکعب بالا می رود. وی از مردم ایران خواسته است با صرفه جویی در مصرف گاز بیشترین کمک را به جبران کمبود گاز بکنند چرا که تمام گازی که امکان تولید آن وجود داشته به شبکه تزریق شده است. وزیر نفت ایران همچنین گفته که ‪ ۲۵‬درصد گاز کشور، یعنی حدود ‪ یکصد‬میلیون متر مکعب در تهران مصرف می ‌شود.

دلیل قطع صادرات گاز از ترکمنستان

یکی از خبرنگاران از وزیرنفت ایران پرسیده آیا این خبر صحت دارد که ترکمنستان برای افزایش قیمت گاز، صادرات گاز خود را به ایران قطع کرده و آقای نوذری در پاسخ او گفته: “بحثهای متفاوتی وجود داشته، من آنچه را رسمی بوده می ‌توانم به شما بگویم، به طور رسمی به ما اعلام کرده ‌اند که این کشور مشکل تعمیرات دارد و تلاش می‌ کنند که این تعمیرات انجام شود. سیدرضا کسائی زاده، معاون وزیر نفت در امور گاز نیز به خبرنگاران گفته که مقامهای ترکمن پنجشنبه هفته گذشته (ششم دی) ‬به طور رسمی به ایران اطلاع داده بودند که به‌ دلیل تعمیرات اضطراری در ایستگاه چالایوک در مرز ایران، گاز صادراتی به ایران را از روز شنبه ‬قطع خواهند کرد. به گفته آقای کسائی زاده، ایران با ارسال نامه ‌ای از ترکمنستان درخواست کرد که با توجه به سرمای هوا، تعمیرات اضطراری به تأخیر بیفتد اما ترکمنها در همان موعدی که اعلام شده بود گاز را قطع کردند و بعد از ظهر آن روز طی نامه ای اعلام کردند که عذر می‌ خواهند و نمی ‌توانند تعمیرات را عقب بیندازند. معاون وزیرنفت ایران افزوده که تصمیم ترکمنستان برای قطع گاز همزمان با حضور هیئتی از وزارت نفت ایران در آن کشور گرفته شده است.وی تأکید کرده که ترکمنستان سال گذشته قیمت گاز صادراتی خود به ایران را افزایش داده و الحاقیه ‌ای در قرارداد فروش گاز میان دو کشور امضا شده که بنابر آن ترکمنستان طی سه سال آینده نمی تواند بهای گاز صادراتی خود را افزایش دهد و همچنین میزان گاز صادراتی به ایران از ماه جاری میلادی از هشت میلیارد به چهارده ‬میلیارد مترمکعب در سال افزایش یابد. اما این مقام ایرانی در عین حال تصریح کرده که مذاکرات ایران و ترکمنستان بر سر قیمت و حجم گاز صادراتی هنوز ناتمام است و هیئت ایرانی نیز هفته گذشته به همین منظور به ترکمنستان سفر کرده بود.


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:18:28 | Permalink | No Comments »

محرومیت سپاهان اصفهان از بازیهای خانگی

در جریان بازی سپاهان اصفهان و پرسپولیس برخی تماشاگران مواد محترقه پرتاب کردندhttp://st-behesht.blog.com/پس از آنکه درگیری هواداران تیم‌های فوتبال سپاهان اصفهان و پرسپولیس به مضروب شدن چند تماشاگر و آسیب دیدگی شدید چشمان یک مأمور انتظامی انجامید، مقام های مسئول در فوتبال ایران میزبان این مسابقه یعنی سپاهان را تا اطلاع ثانوی از بازی خانگی محروم کردند.

آنطور که خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، از رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال نقل کرده، “تا زمان بررسی عوامل بروز اين حادثه، سپاهان حق ميزبانی رقابت‌های فوتبال در استان اصفهان را نخواهد داشت.” این در حالی است که باشگاه سپاهان مسئول برقراری امنیت مسابقات را شورای تامین شهر اصفهان دانسته و مدیر عامل این باشگاه خواستار تشکیل کمیته ای “برای تعیین مقصرین این اتفاق” شده است. حادثه ورزشگاه فولادشهر اصفهان در جریان مسابقه تیم سپاهان با پرسپولیس رخ داد؛ هنگامی که درگیری هواداران دو تیم با پرتاب مواد محترقه از سوی برخی تماشاگران همراه شد و یک سرباز وظیفه در نتیجه انفجار از ناحیه دو چشم به شدت آسیب دید. این مسابقه روز دوشنبه دهم دی‌ماه (سی و یک دسامبر) برگزار شد و در پایان با نتیجه دو بر یک به نفع تیم سپاهان پایان یافت تا تیم پرسپولیس در آخرین بازی نیم فصل، اولین شکست خود را تجربه کند. با اینکه برخی از کارشناسان فوتبال ایران از امکان قانونی تغییر نتیجه بازی — به سود پرسپولیس — صحبت کرده اند، اما در حکم کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران اشاره ای به این موضوع نشده و تنها از محرومیت بازی خانگی نام برده است.

رضا افتخاری، رئیس سازمان لیگ برتر فوتبال ایران: نمی توان یک طرفه به قاضی رفت و تنها طرفداران منتسب به تیم سپاهان را به واسطه میزبانی عامل این حادثه معرفی کرد

 به گفته رئیس کمیته انضباطی يكشنبه هفته آينده جلسه دیگری با حضور مديران عامل پرسپوليس و سپاهان، رييس هيات فوتبال استان اصفهان و نماينده فدراسيون فوتبال در آن مسابقه تشكيل می شود تا تصمیم نهایی — که ممکن است محرومیت سپاهان از تمام بازی ها در اصفهان باشد — گرفته شود. پیش از برگزاری این جلسه، رئیس سازمان لیگ برتر فوتبال ایران تلویحا از باشگاه سپاهان دفاع کرده و گفته است “نمی توان یک طرفه به قاضی رفت و تنها طرفداران منتسب به تیم سپاهان را به واسطه میزبانی عامل این حادثه معرفی کرد.”


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:17:18 | Permalink | No Comments »

ایران ‘یک ‎و نیم میلیون’ مهاجر افغان را به زندان تهدید کرد

پناهجویان اخراج شده از ایران در مرز اسلام قلعه هراتhttp://st-behesht.blog.com/ایران مهاجران افغانی را که بدون مدارک معتبر اقامتی در آن کشور بسر می برند، به بازداشت و حبس تهدید کرده است.

مقامات وزارت داخله (کشور) ایران هشدار داده اند که آن دسته از مهاجران افغان که دارای مدرک قانونی نیستند، در صورت ادامه “اقامت غیر قانونی”، دستگیر و تا پنج سال زندانی خواهند شد. اما وزارت خارجه افغانستان امیدوار است مقامات ایرانی، اقدام به بازداشت و زندانی کردن مهاجران افغان نکنند.سخنگوی وزارت خارجه افغانستان از ایران خواست دست کم تا پایان زمستان، به پناهجویان افغان فرصت بدهد و در فصل سرما، به آنها فشار نیاورد. سلطان احمد بهین سخنگوی وزارت خارجه افغانستان به بی بی سی گفت این وزارتخانه، با سفارت ایران در کابل تماس گرفته و نگرانی خود را با آنها در میان گذاشته است. به گفته این سخنگو، سفارت ایران تاکنون پاسخی به درخواست وزارت خارجه افغانستان ارائه نکرده است.

اردوگاه یا زندان

وزارت داخله ایران، روز چهارشنبه (12 دی / جدی)، به یک و نیم میلیون مهاجر افغان که به گفته مقامات، بدون مدرک قانونی در این کشور اقامت دارند، هشدار داد که اگر ایران را ترک نکنند، دستگیر و به پنج سال زندان محکوم خواهند شد.  تقی قائمی رئیس اداره اتباع بیگانه وزارت داخله ایران گفته است: “ما تاكنون افراد فاقد مجوز را به طور مسالمت آميز و به وسيله اتوبوس (سرویس) به كشورشان باز می گردانديم.” به گزارش سایت اینترنتی وزارت داخله ایران، آقای قائمی افزوده است که از این پس، قرار شده است مهاجرین فاقد مدرک قانونی، دستگیر شوند و به مدت پنج سال، در اردوگاه های اقامت اجباری نگهداری شوند. http://st-behesht.blog.com/یک پناهجوی اخراج شده از ایران در مرز اسلام قلعه هراترئیس اداره اتباع بیگانه ایران خاطر نشان کرد “اين اردوگاه ها شرايط زندان را خواهند داشت و به عنوان مجازات برای افرادی كه با ورود، اقامت و اشتغال غير قانونی، مرتكب تخلف شده اند، در نظر گرفته شده است”. این مقام ایرانی گفت کشورش در برابر حدود نهصد هزار مهاجری که دارای مدرک قانونی اقامت هستند، تعهد دارد و بقیه باید کشور را ترک کنند. تقی قائمی گفت مهاجران غیرمجاز افغانی در ایران، “روزانه حدود پنج ميليون دلار”، يارانه (سبساید) برای دولت این کشور هزینه دارند.او ادعا کرد که كل بودجه ساليانه دفتر آژانس پناهندگان سازمان ملل، به اندازه خرج دو روز پناهندگان است. آژانس پناهندگان، ماه آگست (اوت) سال گذشته میلادی اعلام کرد که در چند ماه ابتدای آن سال، 12 میلیون دلار، بابت نگهداری از مهاجران افغان، به دولت ایران پرداخته است. دولت ایران، طرح ضربتی اخراج پناهجویان افغان را از بهار امسال آغاز کرد و تاکنون صدها هزار مهاجر را اخراج کرده است.گزارش هایی نیز از برخورد خشونت آمیز پلیس ایران با پناهجویان بازداشتی، و حتی کشته شدن آنها در اثر برخورد پلیس دولت ایران منتشر شده است. اخراج گسترده پناهجویان افغان از ایران، بحران سیاسی گسترده ای در افغانستان ایجاد کرد و به استیضاح وزیران خارجه و مهاجران آن کشور انجامید. افغانستان پیشتر اعلام کرده است که هنوز آمادگی پذیرش صدها هزار مهاجر اخراجی را ندارد و در صورت هجوم آنها، یک فاجعه در انتظار کشور خواهد بود.


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:07:04 | Permalink | No Comments »

سی سال بعد از سفر تاریخی کارتر به تهران

سفر جیمی کارتر و سخنرانی باورنکردنی وی در هنگام تحویل سال 1978، قوت قلبی به شاه و نظام وی داد که تنها شاید فقط یک هفته دوام آورد و بعد از دل آن واقعیت هائی بیرون زد http://st-behesht.blog.com/سی سال از آخرين دیدار یک رييس جمهور آمریکا از ايران می گذرد. این روز یادآور زمانی است که ايران بزرگ ترين متحد آمريکا در منطقه بود و شاه سابق ایران با داشتن ارتشی نیرومند، “ژاندارم خليج فارس” خوانده می شد.

سی سال قبل، در آخرین روز سال 1977 جيمی کارتر رییس جمهور آمریکا به ایران سفر کرد و در حالی که قاهره شاهد تظاهرات اسلام گرایان ضد آمریکائی بود در ایران با استقبال مردمی روبرو شد که با برنامه ریزی حکومت به استقبال از وی آمده بودند. درگیری های ساواک با دانشجویان مخالف و دستگیری تعدادی از آنان، از چشم همراهان رييس جمهور آمریکا و از جمله چندین روزنامه نگاری که آنها را همراهی می کردند، نهان ماند. قبل از آقای کارتر روسای جمهور دیگر آمریکا از جمله فرانکلین روزولت، دوآيت آیزنهاور، جان کندی، ليندون جانسون، ريچارد نیکسون و جرالد فورد به ايران سفر کرده بودند و بعد از جنگ جهانی دوم، همه روسای جمهور آمریکا [به جز فرانکلین روزولت] از شاه ایران در کاخ سفید واشنگتن استقبال کرده بودند. جیمی کارتر فرماندار سابق جورجیا که در سال 1977 بر خلاف علاقه و پیش بينی شاه ایران بر جرالد فورد نامزد جمهوری خواهان پیروز شد و به ریاست جمهوری آمریکا رسيد، از دوران مبارزات انتخاباتی اش بر حقوق بشر تاکيد داشت و در دو مورد به طور خاص از چند کشور از جمله ایران به عنوان دیکتاتوری های هوادار آمریکا نام برد و تاکید کرد که در صورت انتخاب تلاش خواهد کرد تا این حکومت ها در عین برخورداری از اتحاد با آمريکا، به مسائل حقوق بشر بی اعتنا نباشند.

http://st-behesht.blog.com/چریک های قهرمان

آنچه باعث شده بود که در آن زمان نام ايران به عنوان یکی از نقض کنندگان بزرگ حقوق بشر بر سر زبان ها افتد، تغییر سیاست اطلاعاتی حکومت بود که بر خلاف همه سال ها که اخبار مربوط به چریک ها و مخالفان از مردم پنهان داشته می شد، از ابتدای سال 1355 گفته می شود به دستور شاه، روزنامه های کشور گزارش های مربوط به درگیری های ماموران ساواک با چریک های مسلح را، هر روز با آب و تاب چاپ کردند. جوانان چریک که در گزارش های تبلیغاتی رژيم “خرابکار” نام داشتند و خبر کشته شدنشان با آب و تاب به مردم داده می شد، در نگاه بخشی از مردم، جوانان از جان گذشته و فداکاری بودند که برای آزادی وطنشان مبارزه می کردند. گزارش هائی که با نظارت ساواک و به دستور شاه، در آن سالها مدام در روزنامه ها چاپ شد تا قدرت نظام را نشان دهد، خوراک عمده سازمان های مدافع حقوق بشر، و هزاران دانشجوی ایرانی بود که برای تحصیل به آمریکا و اروپا رفته و فرصت یافته بودند تا با برگرفتن الگو از چین، روسیه، کوبا، ویتنام و حتی آلبانی، بلندگوی مخالفان حکومت باشند. حتی در آن زمان گفته می شد که گروهی از آنان در آمریکا توانسته بودند با ستاد انتخاباتی جیمی کارتر ارتباط پیدا کنند و نظر وی را نسبت به وقايع داخل ایران جلب کنند. از دل اطلاعات و هشدارهائی که از اطراف به دولت تازه آمریکا می رسيد، سایروس ونس وزیر خارجه وقت مامور شد که در اولین سفر مهم خارجی خود، به تهران سفر کند و گزارش دست اولی از اوضاع ایران تدارک ببیند. به نوشته سایروس ونس، او و دولت جیمی کارتر آماده بودند همان گونه عمل کنند که شاه می خواهد اما با تعجب بسیار ملاحظه کردند که شاه خود باب گفتگو درباره مسائل حقوق بشر را گشود و اظهار داشت که از پیش برنامه ای آماده کرده تا با ایجاد فضای باز سیاسی، مردم را برای به عهده گرفتن مسووليت های خود آماده کند. به اعتقاد تحلیلگران مسایل ایران، همین پاسخ شاه که شاید به گفته آنها بیش تر غرور وی را بیان می کرد که آماده نبود تا حتی از متحد بزرگش آمریکا کمک طلب کند، بیش ترین اثر را در گمراه کردن آمریکا گذاشت. در یک سال بعد بزرگ ترین حربه دموکرات ها همین پاسخ ها بود که در مقابل هشدار دوستان با نفوذ شاه در آمریکا، تحلیل شاه را در مقابلشان می گذاشتند و به توصيه های کسانی مانند هنری کیسينجر، راکفلرها، انورسادات، و اردشیر زاهدی، آخرین سفیر دوران پادشاهی در آمريکا، بی توجه می ماندند.

http://st-behesht.blog.com/سابقه کار با دمکرات ها

شاه یک بار نیز در آغاز دهه چهل شمسی با روی کار آمدن جان اف کندی دموکرات در آمريکا، با فشار آن دولت برای فضای بازتر سیاسی و انجام تحولات دموکراتيک روبرو شده بود، که خاطره خوشی از آن نداشت. این بار زمانی که دوباره خود را با يک دموکرات در کاخ سفید روبرو می دید اولين واکنشش را در مصاحبه ای با مجله تایم نشان داد که گفت “ما قبلا هم با دموکرات ها کار کرده ایم” اما اسناد و بازگفته های رجال آن زمان نشان می دهد که همزمان با گفتن اين سخنان شاه که در عین حال با خبر سرطان جانکاه خود نیز روبرو شده بود، اعتماد به نفس خود را از دست داده بود. اولين تصميم های شاه پس از انتخاب جیمی کارتر دموکرات به رياست جمهوری آمريکا، چندی بعد از سفر آقای ونس آشکار شد. جای اميرعباس هويدا که سیزده سال آرام را در ریاست دولت گذرانده بود، به جمشيد آموزگار داده شد. جای اسدالله علم وزير دربار که عملا پانزده سال نقش دومين قدرت کشور را بازی می کرد به هويدا واگذار شد، و با مرگ دکتر منوچهر اقبال رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت نفت، سومين شغل پراهمیت کشور هم خالی ماند که آن را به هوشنگ انصاری چهره صاحب نام اقتصاد و بازرگانی واگذار کرد. اما از دید هواداران حقوق بشر مهم تر از همه تغییر ارتشبد نعمت الله نصيری رييس ساواک [سازمان اطلاعات و امنيت کشور] بود که بيش از هر کس نامش بر سر زبان مخالفان رژيم و رسانه های جهانی می گشت و جای خود را به سپهبد ناصر مقدم داد که از وی به عنوان یک افسر اطلاعاتی صاحب فکر و ابتکار و نرم خو ياد می شد. شرايط اقتصادی کشور رو به سختی گذاشته بود. با گسترده شدن خاموشی های سراسری برق، تورم و گرانی سرسام آور، آثار بیماری هلندی (کاهش فعالیت بخش صنعتی در اثر افزایش در آمد حاصل از استخراج منابع طبیعی) که اقتصاددانان هشدار داده بودند نیز پیدا شده بود. پنج سال بعد از فوران بهای نفت که کشورهای تولید کننده نفت را به ثروتی بادآور رساند و از جمله ایران به بسیاری از کشورهای بزرگ جهان وام داده بود، اینک کشور با کسری بودجه روبرو شده بود، گرچه هنوز انبارهای گسترده گمرکات جنوب مملو از کالاهائی بود که آفتاب می خوردند، کامیون هائی که هنوز ترخیص نشده بودند، و صدها هزار پزشک و راننده و خدمتکار خارجی که با فراوانی پول به ایران جذب شده بودند اینک باید می رفتند و جای خود را به جوانان بی کار ایرانی می سپردند.

http://st-behesht.blog.com/گازهای اشک آور

تصميم به سفر رییس جمهور آمریکا به تهران در شب سال نو، یک و ماه و نیم قبل از زمانی گرفته شد که شاه سابق ايران برای هفدهمین بار در طول سلطنت خود به آمريکا رفت و هنگام ورود وی به کاخ سفيد مخالفان رژيم سلطنتی که گروهی از نیروهای آزادی خواه آمریکائی هم همراهی شان می کردند، با پلیس واشنگتن درگیر شدند و حاصل اين درگیری، صحنه های مهيجی بود که تمامی شبکه های تلويزيونی آمريکا آن را پخش کردند. شليک گاز اشک آور توسط پلیس ضد شورش، محیط اطراف کاخ سفید را آشفته کرد و درست در زمانی که میهمانان و میزبانان در محل گارد احترام در باغچه گل سرخ مراسم استقبال را اجرا می کردند، باد، گاز اشک آور را به سوی محل مراسم راند و در نتيجه عکس هائی که شاه و ملکه ایران و رییس جمهور آمریکا و همسرش را اشک ریزان نشان می داد که دستمال هائی در برابر چشم و بینی خود گرفته بودند، روز بعد در صفحه اول بیش تر روزنامه های جهان چاپ شد. در ایران به فاصله یک هفته، به تصميم دربار و برای نشان دادن آزادی بیان در کشور، فیلمی از زدوخورد پلیس و مخالفان در برابر کاخ سفید از تلویزیون ملی ایران پخش شد و این شاید نخستين باری بود که مردم ایران در رسانه داخلی چنین صحنه هائی را می دیدند. آن ديدار برای آب کردن یخ های روابط بین جیمی کارتر رییس جمهور دموکرات آمریکا با شاه ایران تدارک دیده شده بود و از گزارش ها چنین برمی آید که بسیار بیش تر از آن که انتظار می رفت اثر کرد، به طوری که در ابتدای آن از نظر کارکنان کاخ سفید، شاه ایران یک دیکتاتور مخالف حقوق بشر بود اما در پايانش به نوشته هامیلتون جردن مشاور رييس جمهور کارتر “از ميان بيش از چهل تن سران کشورها که در سال اول ریاست جمهوری کارتر با آن ها دیدار کرد شاه تاثیرگذارترین بود.” به نوشته جیمز بیل نویسنده کتاب شیر و عقاب [روابط بدفرجام ايران و آمريکا]، شاه و کارتر، در اولین دیدارشان چنان برهم اثر نهادند که سخنرانی شاه در کاخ سفید را، هامیلتون جردن فراتر از یک سخنرانی، “یک نمايش عالی” توصیف کرد و کارتر تمام موانعی که برای فروش اسلحه به کشورهائی مانند ایران ايجاد و تبلیغ کرده بود، برداشت و با کنگره بر سر پیشنهاد فروش آواکس به شاه درگیر شد. در پايان همين ديدار “اثربخش” بود که به پيشنهاد اردشیر زاهدی، سفیر پرکار و با نفوذ ایران در واشنگتن، سفر یک ماه و نیم بعد کارتر به تهران تدارک دیده شد. مطبوعات آمریکا نوشتند که جيمی کارتر اولين رییس جمهور آمريکاست که شب اول سال مسيحی را دور از کاخ سفيد می گذراند. او امشب در تهران است.

http://st-behesht.blog.com/دیدار تهران

در ميهمانی مفصلی که شاه و ملکه ایران در شب اول سال، به افتخار میهمانان عاليقدر خود برپا داشتند علاوه بر همراهان رييس جمهور آمریکا، ملک حسین پادشاه اردن هم حضور داشت، اين موقعيتی بود که پادشاه ایران در اختيار وی قرار داده بود تا مشکلات خود را با رييس دولت ابرقدرت مطرح کند. سر ميز شام ، جيمی کارتر که آشکارا از مشاهده “پيشرفت های” ايران و اقتدار حکومت پادشاهی شگفت زده شده بود، گفت: ” ايران به دليل رهبری بزرگ شاهنشاه، جزيره ثبات در يکی از آشوب زده ترين نقاط جهان است.” وی سپس خطاب به پادشاه ایران گفت “اعلیحضرتا. اين به دليل تکريم بسيار نسبت به شما، رهبری شما، و احترام و ستايش و عشقی است که ملت به شما دارد.” در بخش دیگری از این سخنرانی جیمی کارتر گفت: که هیچ کشور دیگری در جهان برای برنامه ريزی امنيت مشترک از ايران به ما نزديک تر نيست. هیچ کشور دیگری برای بررسی مشکلات منطقه ای که مورد علاقه هر دو طرف ما نیز هست، ارتباط نزديکتری از ايران با ما ندارد. و هیچ رهبر ديگری نزد من احترامی عميق تر و رابطه ای دوستانه تر ندارد. با چنین سخنرانی هائی، جيمی کارتر در حضور دولتمردان ايرانی که با روی کار آمدن دموکرات ها در آمریکا، اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند، چنان به تحسين از شاه سابق ايران و ثبات و استقرار نظام پرداخت که کسی گمان نداشت سال بعدش، شاه در ميانه يک انقلاب کلاسيک و شايد آخرين نوع از اين دست انقلاب ها در جهان، گرفتار خواهد بود. انتشار سخنان رییس جمهور آمریکا، مخالفان رژيم پادشاهی را به شدت خشمگين کرد. گروهی از اعضای فعال کنفدراسیون دانشجويان ایران مقيم خارج از کشور، در تحليل های مشترکی که در اروپا و آمریکا منتشر شد هشدار دادند که با اين تائيدها نظام پادشاهی دست به سرکوب نيروهای مخالف خواهد زد. اين تحليل ها در زمانی منتشر می شد که – به تصديق اسنادی که در سی سال گذشته منتشر شده – با اصرار شاه، دولتمردان ايرانی بدون آن که سابقه و تجربه ای در استقلال و تصميم گیری های اجتماعی داشته باشند، در جست و جوی راه هائی برای گستردن فضای باز سياسی برآمده بودند که تغيير وضعيت زندانيان و محاکمات سياسی از آن جمله بود. سفر جیمی کارتر و سخنرانی باورنکردنی وی در هنگام تحویل سال 1978، قوت قلبی به شاه و نظام وی داد که تنها شاید فقط یک هفته دوام آورد و بعد از دل آن واقعیت هائی بیرون زد. هویدا که سه سال پیشتر کشور را همچون هواپیمای آماده ای لب باند پرواز دیده بود، در اين روزها در اتاق وزارت دربار با پرسش طنزنویسی مواجه شد که گفت: “به نظر می رسد هواپیما ديگر پرواز نمی کند.” هویدا جوابش داد: “هنوز خبری نیست، فقط از برج مراقبت دستور رسیده که هوا بد است، منتظر بمانید. همین.”


Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:05:37 | Permalink | No Comments »