Friday, July 10, 2009

لباس شخصي ها چه كساني هستند

 

همواره در تمامي اعتراضات و درگيري ها و اعتراضات ، در حكومت اسلامي ايران ، يك گروه جاي ثابت را داشته و دارند و آن نيروهاي لباس شخصي هستند. سوال اينجاست كه لباس شخصي ها چه كساني هستند؟ از چه شخص يا گروهي فرمان مي گيرند ؟ و چه مي خواهند ؟ و هدفشان چيست ؟ اين سوالات و بسياري سوالات ديگر همواره در جامعه مردمي ايران مطرح بوده است. براي جواب دادن به اين سوالات ابتدا بايد به سابقه تاريخي تقريبا دوري باز گرديم. چيزي نزديك به پانصد سال پيش ، سال 1500 ميلادي ، در اين سالها سلطان سليم عثماني ، نوه سلطان محمد عثماني ، بر تخت سلطنت نشسته بود.

هنگامي كه سلطان سليم به قدرت رسيد ، فقط يك چيز را مي خواست و مي ديد و آن هم قدرت بيشتر بود. سلطان سليم براي بدست آوردن قدرت ، حاضر به هر كاري بود. بر همين اساس يك گروه نظامي غير ستادي تشكيل داده بود به نام سربازان “يني چري” سربازان “يني چري” هيچ رتبه و مقامي نداشتند و همگي سرباز بودند و از هيچ كس هم دستور نمي گرفتند ، به جز از خود سلطان سليم.

سلطان سليم به آنها اجازه داده بود تا همواره در جنگها هر كاري مي خواهند انجام دهند. به عنوان مثال : غارت كنند ، به زنان تجاوز كنند ، مردم را به بردگي بگيرند ، هرگونه كه خواستند مردم را كشتار نمايند و …

بر همين اساس بود كه سلطان سليم همواره و بيشتر عمرش را در جنگ بود ، تا سربازان “يني چري” راضي باشند. عثماني ها از شرق به ايران حمله كردند و حتي تا شهر تبريز را نيز اشغال كردند ، به اروپا حمله كردند و تا يوگسلاوي را اشغال كردند و باز هم مي خواستند جنگ كنند. اما سلطان سليم ديگر از اين همه جنگ ، كشتار ، تجاوز و غارت خسته شده بود ، از طرفي نيروهاي نظامي ارتش عثماني نيز از اين قضيه خشنود نبودند.

لذا سلطان سليم راه چاره را در آن ديد كه بايد براي رهايي از اين سربازان بايد چاره اي بيانديشد ، بر اين اساس تمامي سربازان “يني چري” را به يك دره ، در ميان كوه هاي آرارات در كشور عثماني آن زمان ، دعوت نمود و در حالي كه تمامي سربازان  “يني چري”  در داخل دره بودند ، از چهار طرف بالاي كوه تمامي سربازان  “يني چري”  را به توپ بست و همگي سربازان  “يني چري” را كشت.

به گمان در حال حاضر نيروهاي لباس شخصي چندان به سربازان  “يني چري”  سلطان سليم بي شباهت نيستند. در گذشته اي نه چندان دور به اين نيروهاي لباس شخصي ، گروه فشار مي گفتند ، اما به مرور زمان از ايشان به عنوان لباس شخصي ياد مي شود ، لباس شخصي ها ، نه از نيروهاي سپاه هستند ، نه از نيروهاي بسيج و نه از نيروهاي انتظامي و كلا جزو هيچ گروه نظامي نيستند.

نيروهاي لباس شخصي افرادي هستند منفعت طلب ، كه مستقيما زير نظر پسر رهبر حكومت اسلامي (مجتبي خامنه اي) ، به فعاليت مشغول هستند ، اين لباس شخصي ها نه رتبه دارند و نه مقام ، از هيچ كسي هم دستور نمي گيرند و فقط مستقيم با مجتبي خامنه اي در ارتباط هستند. اقا مجتبي ، به ايشان اجازه فعاليت بسيار فراواني داده است. اين گروه  لباس شخصي ها ، در تجارت ايران نقش عمده اي دارند. از بنادر آزاد بدون دادن گمرك جنس وارد كشور مي كنند ، ماليات نمي دهند ، وام هاي بدون باز پرداخت مي گيرند ، و حتي از زورگويي و تجاوز به حريم مردم نيز هيچ گونه ترسي ندارند و حتي از غصب زمين هاي دولتي و غير دولتي نيز هيچ ابايي ندارند.

به عبارتي مي توان گفت ، لباس شخصي ها آزاد هستند در ايران هركاري كه مي خواهند را انجام دهند . شايد بتوان گفت ايشان بر ايران حكومت مي كنند و نه رهبر و يا نيروهاي نظامي. به هر جهت اميد مي رود ، تاريخچه سربازان  “يني چري”  درس عبرتي باشد براي حكومت اسلامي ايران.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 22:20:43 | Permalink | Comments (2)

Thursday, July 9, 2009

آفرين بر تمامي دختران و پسران با غيرت ايران زمين

 

امروز 18 تير بود. اين روز را نميدانم چگونه وصف كنم ؟ از دل شيري كه در وجود دختران و پسران شيردل وجود داشت بگويم ؟ از دختراني كه كتك مي خوردند اما عقب نمي نشستند بگويم ؟ از پسراني دلير ، كه در خياباني نزديك انقلاب بانويي را از چنگال لباس شخصي ها نجات دادند بگويم ؟ از سرهنگي كه در مقابل استقامت دختران گريه كرد و دستور عقب نشيني به نيروهاي خود داد بگويم ؟ از لباس شخصي هاي بي آبرويي ، كه  براي خوش خدمتي ، چهار نفري ، به يك زن حمله كردند و دست و پاي او را گرفتند و بازداشتش كردند بگويم ؟ يا از اتوبوس مرگي ، كه در پمپ بنزين وصال پارك شده بود بگويم ؟

القصه ، وقتي كه به حوالي ميدان انقلاب رسيديم ساعت نزديكي 5 عصر را نشان ميداد و كنار خيابانها نيز اتومبيل هاي پليس از تمامي پاسگاه هاي پليس را نشان ميداد. هر چه به ميدان انقلاب نزديك تر مي شديم بوي آتش بيشتر و بيشتر مي شد. به هر خيابان فرعي كه نگاه مي كرديم آتش در وسط خيابان خود نمايي مي نمود. در يكي از خيابانها نيروهاي لباس شخصي خانمي را گرفته بودند و دستهاي او را بسته بودند تا به قول خودشان به بازداشتگاه ببرند ، اما با همت و غيرت جوانان و حمله دليرانه به لباس شخصي ها بانوي بازداشت شده را نجات دادند. در يكي از خيابانها ، عده اي از دختران شيردل ، توسط نيروهاي پليس كتك مي خوردند اما همچنان بر روي زمين نشسته بودند و مي گفتند ما آمده ايم كه ما را كتك بزنيد ، بياييد و بزنيد با شنيدن اين سخنان سرهنگي كه فرماندهي آن منطقه را بر عهده داشت به گريه افتاد و به نيروهاي تحت امر خود دستور داد از آنجا بروند (آفرين بر غيرت اين پليس شريف) در تقاطع خيابان وصال شيرازي و انقلاب پمپ بنزيني قرار دارد كه تعطيل شده بود و به مقر نيروهاي پليس تبديل شده بود و در سكوي انتهايي آن يك اتوبوس قهوه اي رنگ پارك شده بود كه با پرده هايي به رنگ سبز تيره داخلش استتار شده بود . نيروهاي پليس افراد بازداشتي را به داخل اين اتوبوس هدايت مي نمودند. يك لحظه شلوغي محسوسي جلب توجه نمود. با دقت به شلوغي متوجه شديم كه يك جواني كه لباس سياه بر تن داشت را كشان كشان به سمت اتوبوس مرگ (دوستي كه همراه بنده بود اين اسم را براي اتوبوس انتخاب نمود) مي بردند. با دقت به پسر جوان مشاهده نموديم كه زخمي هم شده بود و توان حركت كردن نداشت اما نيروهاي لباس شخصي ، آن جوان غيرتمند را مي كشيدند تا به سمت اتوبوس ببرند. پشت سر آن جوان مشاهده نموديم كه چهار نفر لباس شخصي ، بانويي كه نسبتا مسن هم بود را چهار دست و پايش را گرفته بودند و به سمت اتوبوس  مرگ مي بردند. در حالي كه بانوي مورد اشاره مقاومت مينمود و فرياد مي زد يكي از نيروهاي لباس شخصي محكم با مشت به صورت آن بانوي مسن كوبيد و بلافاصله بانو را به داخل اتوبوس مرگ فرستادند. اتوبوس مرگ بسيار برايم كنجكاو بود. لذا از دوستان خواستم كه در آنجا بايستيم و ببينيم كه چه مي شود. چيزي كه عجيب مي نمود تا زماني كه ما آنجا ايستاده بوديم ، بيش از بيست نفر را به داخل آن اتوبوس بردند، اگر فرض را بر اين بگيريم كه پيش از آمدن ما تعداد حداقل 20 نفر را نيز در اتوبوس بازداشت نموده بودند ، تنها ميتوان فضاي وحشتناك داخل اتوبوس را تصور نمود كه چگونه ميتوانست باشد. بسيار تمايل داشتم كه از نزديك داخل اتوبوس را ببينم ، لذا از دوستان جدا شدم و به نزديك اتوبوس رفتم كه با هشدا تعدادي پليس مواجه شدم كه نزديكتر نروم. لذا از همانجا بصورت زير چشمي داخل اتوبوس را زير نظر داشتم تا در صورت باز كردن درب اتوبوس داخل آن را ببينم . بين صندلي راننده و پشت اتوبوس نيز پرده اي سبز رنگ كشيده بودند تا داخل آن ديده نشود. و مشخص بود كه پرده كوتاه بود ، چون هنگامي كه افراد بازداشت شده را به داخل اتوبوس مي بردند پرده اصلا تكان نمي خورد و مشخص بود كه زير پرده به داخل اتوبوس مي برند ، داخل اتوبوس و پشت پرده هيچ صندلي وجود نداشت. و بازداشتي ها را دست بسته بر روي زمين و به صورت درازكش مي گذاشتند. تصور كنيد اين تعداد از بازداشتي ها را به صورت درازكش روي زمين !؟ واقعا وحشتناك است. بعد از اينكه از كنار اتوبوس به سمت دوستان برگشتم به سمت دانشگاه تهران رفتيم و در راه نيز يكي از دوستان قديمي ام را ديدم كه توسط يك پليس كه لباس آبي بر تن داشت (هرگز به ياد نمي آورم پليس ايران لباس آبي داشته باشد!؟) بازداشت شده بود. هرچند دوست قديمي ، من را نشناخت اما من او را شناختم و صدايش زدم مرجان برگشت و من را نگاه كرد اما آن مرد پليس او را به سمت جلو هل داد. مرجان اصلا ناراحت نبود ، لبخندي زد و به راهش به سمت اتوبوس مرگ رفت. در حالي كه توسط نيروهاي پليس به خارج از محل درگيري هدايت مي شديم ، يك نكته تكراري توجه من را به خود جلب كرد و آن اينكه ، اينبار ، يك سرگرد ، كه لباس پليس هاي راهنمايي و رانندگي بر تن داشت بر كار نيروهاي مستقر در محل نظارت داشت و به همه دستور مي داد!؟ لازم به توضيح است كه گاز اشك آور و تيراندازي در اين روز نيز همچنان توسط نيورهاي گارد و ويژه و لباس شخصي همجنان ادامه داشت ، گويا آنها فراموش كرده بودند كه رئيس جمهورشان دو رور پيش گفته بود با اينگونه اعمال به شدت !!!! مخالف است !!!! در خاتمه و در هنگام بازگشت در حالي كه بغض گلويمان را فشرده بود و با ناراحتي برمي گشتيم در خيابان به يكي از مراكز خريد رسيديم ، ترافيك زيادي را مشاهده نموديم ، تصور نموديم كه شايد اينجا هم اعتراضات جوانان وجود دارد ، هرچه به شلوغي نزديك تر مي شديم اشتياق براي ديدن شلوغي نيز بيشتر مي شد ، اما در كمال تعجب ديديم كه سه دختر جوان كنار خيابان ايستاده اند و تعداد 10 اتومبيل كه پسراني خوش غيرت داخل آنها نشسته بودند به نوبت به آن دختران بفرما ميزدند كه سوار ماشين آنها بشوند و دختران نيز با عشوه جواب رد به آنها مي دادند. خوشا به غيرت بعضي ها!؟

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 23:36:19 | Permalink | Comments (1) »

Wednesday, July 8, 2009

هجده تير و نقش مردم اسلامشهر

 

اعتراضات مدني ، يكي از راه هاي مقابله با ديكتاتوري است ، در اصل 27 قانون اساسي (اصل 27 قانون اساسی – تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.) نيز بر اين نكته صحه گذارده است كه مي توان تجمعات قانوني داشت ، البته با شرايط فوق . از ديگر سوي شهرهاي مختلفي در ايران از اين اصل استفاده نموده اند و دست به اعتراض زده اند ، اما شهري در نزديكي تهران هست كه استعداد فراواني دارد در زمينه اعتراضات مدني و آن اسلامشهر است. بدون شك اسلامشهر با جمعيتي بالغ بر چهار ميليون نفر  كه بيشترين آن را نيز قشر جوان تشكيل مي دهند اگر در اين حركت مدني شريك شود. بسيار بسيار موثر خواهد بود ، فراموش نكنيم كه براي اولين بار مردم اسلامشهر از اصل 27 قانون اساس استفاده نمودند . اما به علت اينكه هيچكسي از ايشان حمايتي ننمود اعتراضشان بي نتيجه ماند(15 فروردين سال  1374 اكبرآباد ). اما اكنون كه 18 تير نزديك است و اعتراضات مدني در بسياري از شهرهاي ايران انجام خواهد شد ، اگر در اسلامشهر نيز باشد نه تنها باري از دوش مردم تهران كم خواهد نمود بلكه موازنه قوا را نيز در تهران تعديل خواهد نمود تا نيروهاي نظامي كمتري  قصد مقابله با مردم تهران را داشته باشند. اميد آنكه مردم اسلامشهر هم از اين حكت مدني و در راستاي اصل 27 قانون اساسي به جنبش آزادي خواهي بپيوندند.

Civil protests, one way to deal with a dictator, in Article 27 of the Constitution (Article 27 of the constitution – and march ها gatherings, without carrying weapons, on condition that the intruder the principles of Islam is not free.) also endorsed this point left the assembly can legally have, of course, the above conditions. Other hand, various cities in Iran have used this principle to protest and hand-struck, but near the city of Tehran is that talent is in the frequency of protests and civil Eslamshahr is. No doubt Eslamshahr population over four million people, most of the young make up the crust, if the civil partner will move. Will be very important, for the first time Bear in mind that Article 27 of the Constitution Eslamshahr were used. Because no one but he did not support the protest remained inconclusive (15 Mar 1374 Akbrabad). But now that July 18 is near and civil protests in many cities will be done, if Eslamshahr the shower is not only the cargo of Tehran low but will also balance of power in Tehran will adjust to the military to fight less people have to Tehran. They also hope the people of this Hkt Eslamshahr civil and Article 27 of the Constitution in line with the liberal movement to join.

 

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 08:58:59 | Permalink | Comments Off

Tuesday, July 7, 2009

روزهاي بحراني ايران و نقش ارتش

 

حكومت ايران ، روزهاي بسيار حساسي را مي گذراند. در اين روزها ، گذشته از اينكه تهران آبستن حوادث بسياري است ، هر لحظه ممكن است در يك منطقه اي از ايران ،اتفاقي رخ دهد . لذا در اين اوضاع ، يك مسئوليت بسيار سنگين متوجه ارتش ايران است. اگر نيروهاي ارتش تصميم گرفته اند تا در اين حوادث دخالتي نداشته باشند ( بر خلاف سپاه پاسداران ) اما حداقل اين نكته را نبايد فراموش نمايند كه حفظ تماميت ارضي ايران ، وظيفه ايشان است. طبق اظهارات بسياري از كارشناسان ، بسيار امكان دارد كه حكومت ايران دست خوش دگرگوني و يا تغيير گردد. در هنگامه تغيير ممكن است ، تماميت ارضي ايران به مخاطره افتد. لذا ، حال كه نيروهاي ارتشي تصميم گرفته اند تنها نظاره گر باشند و نه حمايت كننده ، حداقل تماميت ارضي ايران را نگاهبان باشند ، نه فقط بيننده.

Iranian government, days are spent very sensitive. In these days, the last of many events that Tehran is pregnant, may at any moment in one or Iran, is achieved. Therefore, in this situation, a very heavy responsibility for that Army Iran. If military forces have decided to intervene in these events are not (contrary to the IRGC), but at this point should not be forgotten that should preserve the territorial integrity of Iran, he is duty. According to many experts, very possible that the Iranian government’s transformation and change is good. The uproar may change, the territorial integrity of the risk falls. So now that the armed forces have decided to only observe Gr Sponsors are not, at least Ngahban the territorial integrity of Iran are not only visitor.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 06:48:43 | Permalink | Comments Off

Monday, June 29, 2009

Which are victorious? Crisis management or management protest? كداميك پيروز ميشوند ؟ مديريت بحران يا مديريت اعتراض؟

 

دو مدیریت در کشور ما درحال اداره امور هستند ، یکی مدیریت بحران و دیگری مدیریت اعتراض. در مدیریت بحران شاخه ای نظامی مدیریت را در دست گرفته است . و در دیگری یک مغز متفکر که توان اداره فوق العاده بالایی دارد. در حال حاضر مدیریت بحران در اتاق CCU قرار گرفته  است. اما مدیریت اعتراض ، براستی این مدیریت در دست کیست ؟ امروز مدیریت اعتراض دست روی نقطه بسیار حساسی گذاشت و آن خیابان ولیعصر بود. خیابان ولیعصر بزرگترین خیابان ایران است که جنوب به شمال ابر شهر تهران را به هم وصل میکند امروز از میدان راه آهن تا میدان تجریش را به مشاهده نشستیم ، نیروهای لباس شخصی دوباره به میدان فرا خوانده شده اند. و البته نیروهای انتظامی نیز در خیابانها بسیار در تردد هستند. نکته جالب توجه آن است که برای مناطق جنوبی تهران از نیروهای شخصی و بسیجی استفاده می کنند ، بسیجی هایی که سن و سالی کم دارند و هنوز نمی دانند نتیجه چه خواهد شد. اما همینطور که  به سمت شمال در حرکت بودیم در حوالی میدان انقلاب با نیروهای سپاه ثارالله مواجه شدیم. و البته نیروهای لباس شخصی که با خودرو های شخصی خود آمده بودند و نکته جالب توجه این بود که شماره پلاک خودرو های خود را با گل پوشانده بودند ، آیا براستی این گروه مقتدر ، از آینده خود بیم دارند؟ حضور موتورسواران بسیار پر شمار بود ، اما مردم از پیر و جوان همه و همه در خابانها حضوری جالبی دارند. آیا این اعتراض ، فرسایشی خواهد بود ؟ تقریبا اکثریت نیروها در چهره هایشان اضطراب وجود داشت. چه نظامی ، انتظامی و حتی بسیجی هایی که هنوز پشت لبشان سبز نشده است. براستی مدیریت این اعتراض بر عهده چه کسی است ؟ قدر مسلم این مدیریت نمی تواند کار آقایان موسوی و یا کروبی باشد. این مدیریت بایدتوسط کسی اداره شود که اولا ایران شناسی قوی باشد ، دوم تهران شناسی آشنا به امور باشد و سوم آنکه درنیروی نظامی ایران دست داشته باشد. در بین گزینه های داخلی تقریبا به هرکسی مراجعه نماییم متوجه میشویم که بازداشت شده است لذا باید در بین ایرانیان خارج نشین به دنبال این مدیریت گشت. اکبر گنجی گزینه ای بسیار نزدیک است اما نمی توان از نام دکتر محسن سازگارا به راحتی گذشت در کنار این دو چه شخ یا اشخاصی میتوانند باشند ؟ به هرجهت مدیریت این اعتراض کار هر کسی که باشد بسیار سنجیده عمل میکند و توانسته است دست بر روی نقطه ای بسیار حساس بگذارد بله خیابان ولیعصر ، خیابان ولیعصر شرق و غرب و شمال به جنوب تهران را به هم متصل می کند و این ابر شهر را به دو نیم تقصیم نموده است. امروز هنگامی که در خیابان ولسعصر در تردد بودیم ، دیدم که چه نیروی عظیمی می طبد برای کنترل این ابر خیابان تهران ، این خیابان به قدری بزرگ است که در برخی مناطق ، نیروهای حکومتی حضوری کم رنگ و یا حتی بی رنگ داشتند. با توجه با این  نوع از اعتراض ، گمان میرود که این اعتراض به صورت فرسایشی در آمده  و بخواهد بصورت ادامه دار در آید. گمان میرود اگر این اعتراض فرسایشی در خیابان ولیعصر ادامه یابد مدیریت بحران توان خارج شدن از اتاق CCU را نداشته باشد.

Two management in our country are under Governance, Crisis Management and other management of the protest. Military crisis management directory management has taken over. And another reflecting a brain that can run is extremely high. Currently in crisis management has been CCU room. But protest management, management of this cyst really? Management Today’s protest on a very sensitive point and said it was Valiasr. Valiasr largest street of the south to the north of Tehran city cloud connected with Railway Square today to see the field Tajrish Nshstym, plainclothes field again been called. And of course the security forces in the very streets are traffic. Interesting point is that the forces of south Tehran basiji personal use, age and years basiji that are low and still not know what the result will be. But also that we move toward the north near Revolution Square Sarallh Corps forces we face. And of course that forces clothes in the car were personal and interesting point was that its number plate was covered with mud, you really strong group, their fears are the future? Mvtvrsvaran presence of very high, but old and young people in all Khabanha are interesting person. This protest, erosion will be? Almost majority of forces in the face of their anxiety. What military, police and even basiji that still is not green behind Lbshan. Indeed protest the management who is responsible? Management can not be certain of this much work and Mr. Mousavi is Karroubi. The management office is the first person Baydtvst Shenasi strong Iran is Tehran Shenasi second and third are familiar with the affairs of the military while Drnyrvy be. Between domestic options that we see almost everyone who has been arrested therefore legitimate to stay out of the way to manage this tour. Akbar Ganji option is very close but can not name the doctor Sazegara easily passed along what Shkh or two people can be? Hrjht management work to protest anyone who is very measured and has been able to practice with the very sensitive point on leave Yes Valiasr Valiasr East and West and North to the south of Tehran, and this connects to the cloud city two half Tqsym has. Today when we street Vlssr in traffic, I saw what a huge force to control the clouds Tbd Ave, Tehran, this street is so big that in some areas, government forces present in pale or colorless and had. With this type of protest, believed that the erosion in the protest and he comes in as having more. If you believed in protest Valiasr erosion crisis management can continue to be out of the room is not CCU.
Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 17:48:25 | Permalink | Comments (1) »

آيا تمامي نيروهاي گارد حاضر در حسينيه ارشاد ، از نيروهاي انتظامي بودند؟

از وقتي كه وارد خيابان ميرداماد شديم ، ترافيك شروع شد ، كسي با كسي حرفي نمي زد اما يك چيزي مشخص بود همه در حال حركت به سمت انتهاي خيابان ميرداماد بودند. نكته جالب در اين ترافيك آن بود كه كسي به فكر سبقت گرفتن از ديگري و يا پيچيدن جلوي ديگري نبود و همه به هم راه ميدادند. تا قبل از رسيدن به ميدان ميرداماد خبري از پليس نبود ، اما به محض اينكه به ميدان ميرداماد رسيديم تجمع پليسها شروع شد و نكته ديگر اينكه خودروهاي پليس ها از همه كلانتري هاي ممكن بود ، توگويي اگر يكي از كلانتري ها به خودرو نياز پيدا ميكرد خدا ميداند از كجا بايد ماشين مي آمد. به هرجهت به انتهاي خيابان ميرداماد كه رسيديم ترافيك بيشتر هم شد. چيزي كه در ابتدا مشهود بود حضور نيروهاي پليس و نه لباس شخصي بود، اما بر روي بعضي از پشت بامها و بعضي از كوچه ها مي توانستي تعدادي معدودي لباس شخصي را ببيني ، خودروها در  ‌ترافيك به كندي در حركت بودند ، و فرماندهان پليس هم سعي در آن داشتند تا عده اي از سربازان را به سمت اتوبان همت راهنمايي كنند. هرچه به طرف پايين تر مي رفتيم تعداد سربازان بيشتري را مشاهده مي كرديم پيش از رسيدن به اتوبان همت به سمت چپ دور زديم تا به ضلع شرقي خيابان شريعتي برگرديم ، در اين خيابان هم ترافيك زياد بود و البته در تمامي طول مسير تجمع مردم در پياده رو ها بسيار زياد بود كه بايد به اين مردم درود فرستاد كه دست از پاي نكشيدند و همچنان ادامه داده اند. نكته ديگر اينكه در ايستگاه هاي اتوبوس تعداد افراد بسيار زيادي بودند كه به بهانه اتوبوس سوار شدن در ايستگاه ها تجمع ميكردند. هنگامي كه در ضلع شرقي خيابان شريعتي در حال تردد بوديم حضور موتور سواران نيروي انتظامي بسيار مشهود تر بود. يك نكته توجهم را به خود جلب كرد و آن هم نيروهاي ويژه اي بود كه زير نظر يك ستوان در حال استقرار در طول خيابان بودند در بين نيروهاي گارد ، همه نوع درجه از سرباز عادي گرفته تا سرهنگ تمام !!! هم بود اما همگي زير نظر يك ستوان در حال استقرار بودند و جالب آنكه در بين نيروهاي گارد از سنين مختلف يافت ميشد اما اين ستوان كه فرماندهي آنها را به عهده داشت ، آيا اين عجيب نيست ؟ در پايان مراسم نيز كه مردم در حال بازگشت بودند ، در ميان حيرت همگان نيروهاي ويژه ابتدا ، تير هوايي شليك نمودند و سپس به پرتاب گاز اشك آور اقدام نمودند. در حكتي اينچنين آرام اقدامي اينچنين بسيار عجيب  مينمود هرچند اين نيروهاي ويژه بسيار توجيه شده بودند و نسبت به روزهاي قبل تعداد افراد لباس شخصي و مسلح بسيار كمتر بود ، اما يك سوال همچنان باقيست و آن اينكه ديروز همگي اين نيرو ها پليس بودند !؟ يا همان لباس شخصي هايي بودند كه برايشان لباس تهيه شده بود فارغ از درجه هاي نظامي !؟

From when we entered Mirdamad, traffic started, not words anyone who called but something specific to all moving towards the end of Mirdamad were. Interesting point that the traffic was that someone thought to pass in front of another, or another swab was not the way it all would. Before reaching the police field Mirdamad Photo not, but as soon as they reached the field Mirdamad police started gathering other point was that all police vehicles, police centers was evident, if one of the centers Tvgvyy police car was in need to God knows where the machine was.
In any Mirdamad to that end I got was more traffic. First thing that police presence was evident, not clothes, but some on the roof and some streets could ها few clothes to look, the cars were moving in slow traffic, and police commanders trying it had the number of troops or to send the Hemmat highway. What is to lower the number of soldiers went to see more before we reach a highway Hemmat left walked away to return Shariati Street, east side, the street was too much traffic and of course all the people gathering in length walks very much was to be sent to these people that the peace of Leg Nkshydh and continue to have given.
Another bus stations in a very large number of people were boarding the bus on the pretext of gathering the bus station was. When the eastern side of Shariati Street in the presence of motor traffic were very Riders police force was more evident. Tvjhm, but a very important point to be attracted and also special forces, was under a lieutenant in the establishment during the Street Guard forces were in between, all types of degrees ranging from ordinary soldiers Colonel all! But it was all under a lieutenant in the establishment they were interesting in between the ages of Guard forces but found that a lieutenant commander was responsible for them, does not this strange?
At the end of the ceremony that people were returning, everyone consternation among the first special forces, air July and then began firing tear gas throwing action began. Thus the motor quiet, thus acting very strange Mynmvd. Although this very special forces were justified and the number of days before people less clothes and armed, but still left a question yesterday that the police had all the power ها? Or the clothes some of them were clothes police force had been prepared? Graduate degree in military?

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 11:40:21 | Permalink | Comments (2)

Saturday, June 27, 2009

جمهوري اسلامي در محاق

 

در آغاز دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، سران نظام جمهوري اسلامي طرح يك نقشه را كشيده بودند. نقشه اي بسيار پاك و بي نقص (البته به تصور خودشان) و آن كشاندن مردم به انتخابات براي برگزاري يك انتخابات پر شور و با مشاركت حداكثري ، در اين مورد هيچ شكي نيست كه حتي مناظرات تلويزيوني نيز شاهد اين ادعا هستند ، اينكه مشاركت را بالا ببرند و به هر نحو ممكن مردم در اين انتخابات شركت نمايند و دست آخر نيز هر آنچه را كه خواستند از صندوق بيرون بكشند. دست آخر هم با يك دروغ بزرگ فرد مورد نظر خويش را به عنوان پيروز انتخابات معرفي نمايند. تصور جمهوري اسلامي بر اين بود كه يك دروغ بزرگ را همه باور مي كنند و شك نيز در آن جايز نخواهد بود. اما ديديم كه مردم چگونه به خيابانها آمدند و شعار معروف ” راي من كجا است ؟” فرياد زدند.

در روزهاي اول به علت اينكه نيروهاي نظامي سازمان نيافته بودند درگيري ها نيز اتفاقي بود ، اما دوشنبه 24 خرداد روز سرنوشت سازي بود. در اين روز بيش از 3 ميليون نفر از مردم ، كه طرفدار اصلاحات بودند در حمايت از آقاي “مير حسين موسوي” و آقاي “مهدي كروبي”در خيابانهاي بين ميدان “امام حسين” و ميدان “آزادي” تجمع كردند ، اين مقدار تجمع در تاريخ نظام ايران چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامي سال 1978 بي سابقه بود.

اين واقعه در ابتدا با حمله كور يك بسيجي به سوي مردم كه با كشته شدن چند نفر انجاميد آغاز شد و در روزهاي بعد مردم در نقاط مختلف به تظاهرات و اعتراض پرداختند. تا روز جمعه ، اين تظاهرات ادامه داشت ، كه در روز جمعه رهبر حكومت اسلامي ، آقاي “خامنه اي ” به گونه اي كاملا آشكار به تهديد مردمي كه براي تظاهرات مي آمدند پرداخت و هشدار داد كه اگر از فردا كسي به خيابانها بيايد و اعتراض كند با او به شدت برخورد خواهد شد.

به يقين ميتوان گفت : در تمامي سالهايي كه رهبر حكومت اسلامي ، در نمازهاي جمعه سخنراني مي كرده است هرگز چنين اشتباهي مرتكب نشد ، رهبر حكومت اسلامي با اين كار خود ، ابتدا نزديكترين دوست خود اقاي “اكبر هاشمي رفسنجاني” ، (مردي كه بي گمان مغز متفكر جمهوري اسلامي است ) را از خود دور كرد. و خود را به آقاي “احمدي نژاد” نزديك ساخت. و البته آتش خشم مردم را نيز شعله ور ساخت. در روز شنبه 30 خرداد ، مردم با خشم به خيابانها آمدند و صداي اعتراض سر دادند. اما حضور نيروهاي لباس شخصي و بسيجي در سراسر طول مسير خيابان هاي آزادي و انقلاب مشهود بود. درگيري هايي بصورت پراكنده صورت گرفت و تعداد بسياري از هم ميهنان ايران زمين ، به خاك و خون كشيده شدند اما در اين روز يك اتفاقي افتاد كه براي حكومت اسلامي بسيار گران تمام شد و مشروعيت نظام اسلامي را زير سوال برد.

در اين روز يك دختر دانشجو به نام “ندا آقا سلطان” توسط تك تيرانداز هاي بسيجي به شهادت رسيد ، طبق گفته شاهدان گلوله به آئورت وي برخورد نموده بود و بعد از يك دقيقه خانم “ندا آقا سلطان” به شهادت رسيد ، در لحظه به شهادت رسيدن ندا ، يكي از افراد ناظر در محل با استفاده از گوشي موبايل خود لحظه به شهادت رسيدن ندا را فيلم برداري نمود و آن را براي شبكه هاي خبري خارج از كشور ارسال نمود اين آغازي بود بر زير سوال رفتن نظام. تقريبا تمامي كشورهاي دنيا به تقبيح اين عمل جمهوري اسلامي پرداختند و همگان فهميدند كه در ايران دموكراسي نيست ، فهميدند كه ديكتاتوري در ايران به وضوح وجود دارد. ديدند كه در ايران انتخابات برگزار نمي شود. عليرغم اينكه دولت ارسال SMS را قطع كرد ، تلفن هاي موبايل را تحت كنترل خود گرفت ، اينترنت را به شدت كاهش داد (80% كاهش) در تمامي خيابانها نيروهاي نظامي مستقر نمود، اما صداي اعتراض همچنان ادامه يافت.

حال جمهوري اسلامي نه تنها از كرده خود پشيمان شده است ، بلكه آرزو مي كند ايكاش انتخاباتي همچون گذشته برگزار مي كرد ، چرا كه مشروعيت حداقل بسيار بهتر از عدم مشروعيت است. لذا در اقدامي جديد خواهان آن شده است تا در حضور رهبران معترض 10% از راي ها را شمارش كنند اما به گمان اين راه حل نيز ممكن نخواهد بود به چند دليل:
1 – خون بسياري در اين راه ريخته شده است (به گفته ناظران بيش از 250 نفر).

2 – مردم در ابتدا خواهان بركناري آقاي احمدي نژاد بودند اما بعداز درگيري هايي كه با حمايت رهبر ايران انجام رفت  تقدس  رهبر نيز زير سوال رفت.

3 – مردم در ابتدا هرگز تصور تغيير نظام را نداشتند اما گويا به تازگي ، مردم خواهان تغيير نظام شده اند.

به عبارتي ديگر ميتوان گفت: جمهوري اسلامي در محاق قرار گرفته است ، آيا ميتواند از اين همه مشكلات به سلامت عبور كند؟ روزهاي پر تنشي پيش رو داريم شايد بتوان گفت روز سه شنبه 9 تير روز سرنوشت سازي خواهد بود.

 

Period beginning the tenth presidential elections in the Islamic Republic of a map was drawn. Site very clean and perfect (of course, to imagine themselves) and drag it to the elections held for an election filled with passion and maximum participation in this case is no doubt that even the TV debates are a witness to this claim, that take up participation and every possible way, the company should in this election and the end whatever the fund out of which called to kill. Finally a person with a big lie about his comments as introduced should win the election. Imagine the Islamic Republic was a big lie, all the doubt and they are also believed it would not be prohibited. But saw how people came to the streets, the famous slogan “Where is my vote?” Shout went.

Because the first days of military hostilities were not find the event, but the fate of the day Monday, June 24 was making. On this day more than 3 million people, who were pro-reform in support of Mr. “Mir-Hossein Mousavi,” and Mr. “Mehdi Karroubi” field between the streets “Imam Hussein” field and “freedom” gathered in this assembly, the amount Military history of Iran before and after the Islamic Revolution in 1978 was unprecedented

The first attack in the event of a mobilization of the blind people that killed several people and Anjamydaghaz days after the protests in different parts of the protest began. Until Friday or the protests continued, the leader of the Islamic Republic on Friday, Mr “Khamenei” any and obvious limitation to the people came to pay protests and warned that if tomorrow someone to come and protest to the streets with him will be treated severely.

The first event a blind attack to mobilize people, how many people killed over the weekend began after people in different parts of the protests and the protest began. Until Friday or the protests continued, the leader of the Islamic Republic on Friday, Mr “Khamenei” any and obvious limitation to the people came to pay protests and warned that if tomorrow someone to come and protest to the streets with him will be treated severely.

Prophet hood can be said: All the years that the leaders of the Islamic Republic, in Friday Prayers cabaret lecture is never found such wrong committed, with the leader of the Islamic government work, first closest friend Mr. “Akbar Hashemi Rafsanjani”, (a man who thought the brain code reflecting the Islamic Republic of) and be off. And to Mr. “Ahmadinejad” near construction. People’s anger and of course the fire flaring construction. Saturday 30 June, people with anger to the streets came the sound of protest was over. But the presence of plainclothes and mobilization throughout the length and free street revolution was evident. Some involvement was as scattered as many of our compatriots and the number of ground soil and blood were drawn, but this happened a day for the Islamic Republic of Iran was very expensive and questioned the legitimacy of the Islamic system range.

On this day a female student named “Neda Agha Sultan” by mobilizing Find single shooter was martyred, according to witnesses said the bullet and was treated aorta and one minute after Ms. “Neda Agha Sultan” martyrdom came, the moment of martyrdom Neda one observer to reach people where using their mobile phone to reach the moment to call to testify and be the cameraman for the news networks abroad be sent to the following questions to start this system. Almost all countries in the world to condemn this act and the Islamic Republic began everyone knew that Iran is not democracy, a dictator in Iran know that clearly there. Iran saw the elections will not. Although the government will send SMS to cut, the mobile was under control, Internet severely reduced (80% reduction) in all the streets in the military be deployed, but the protests continued.

Now not only has the Islamic Republic is to repent, but would wish to be like past elections can be held, at least much better because of the lack of legitimacy is the legitimacy. Therefore, the new act is to demand that leaders of protesters in the presence of 10% of the votes counted but also to think the solution will not be possible for several reasons:
1 – blood in this way many have been found (According to observers, more than 250).
2 – the first demand, dismissed Mr. Ahmadinejad had some involvement, but after that went to support Iran’s supreme leader to do went to question the sanctity of the leader.
3 – the first ever imagine changing the system like that recently but did not want to change the system are.
Other words, it can be said: The Islamic Republic has been in interlunar, does all of this can password to health problems? We stress filled days, I probably said before Tuesday, July 9 day fate will be making.

 

 

 

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 11:02:21 | Permalink | Comments (5)

Tuesday, June 23, 2009

Reminder that the election date for them to give reverse effect يادآوري تاريخ براي آنان كه انتخابات را وارونه جلوه ميدهند

 

صحنه اي از موشكهايي است كه در اولين روز حمله به عراق شليك شده اند

اين روزها روزهاي بسيار سخت خشن و پر التهابي است و اي بسا كه ممكن است هر اتفاقي بيافتد و سران غالب نظام هم گويا هرگز گوش شنوايي ندارند و هر لحظه به سمت سقوط نزديك ميشوند. لذا در اين مقال براي جلوگيري از سراشيبي سقوط يادآور تاريخ ميشود. در اواسط ماه اكتبر سال 2002 ميلادي در انتخاباتي فرمايشي در كشور عراق صدام حسين با صد درصد آرا يعني يازده ميليون راي شهروندان عراقي براي مدت 7 سال آينده به عنوان رئيس جمهور انتخاب شد. و صدام حسين با افتخار در رسانه هاي عراقي و در مقابل مردم عراق با افتخار تمام اعلام كرد كه با راي صد در صدي مردم عراق او باز هم رئيس جمهور عراق شده است هر چند مردم دنيا به اين انتخابات خنديدند اما صدام آن خنده ها را نشنيد و يا شايد هم نخواست كه بشنود چرا كه صدام قدرت عظيم خود را از نيروهاي مليشا (نيروهايي همچون نيروي بسيج در ايران) داشت و اميدوار بود كه با داشتن اين نيروي عظيم كه حتي برادر به برادر اعتمادي نداشت خواهد توانست همچنان با قدرت به پيش برود. زهي خيال باطل ، چون اين رئيس جمهور جنايتكار عراق كمتر از 5 ماه توانست رئيس جمهور باشد ، چرا كه در تاريخ 20 مارس سال 2003 و در ساعت 5:30 دقيقه بامداد به وقت بغداد صدها موشك به مراكز قدرت در كشور عراق اصابت نمود و ايالات متحده و كشورهاي غربي رسما به عراق حمله كردند و ارتش قدرتمند عراق !؟ و نيروهاي مليشا كه جانفداي صدام حسين بودند هيچ كاري براي صدام نكردند و تنها به فكر جان خويش بودند. گذشته از حمله و نابودي دولت صدام ، دليل حمله كشورهاي غربي به عراق ، نا اميد شدن نسبت به اصلاحات در عراق از طريق قانون بود و لذا دولت ايالات متحده ضمن شيطان صفت خواندن صدام حسين حتي نگذاشت كه دولت جديد صدام به مرز 5 ماهگي نيز برسد. صدام در اثر حمله نيروهاي غربي مرگ فرزندانش را ديد مرگ نوه هايش را ديد ، نابود شدن هرآنچه كه از سال 1955 طي بيش از پنجاه سال ساخته بود با چشم ديد. و ديد كه نيروهاي مليشا چگونه پشت او را خالي كردند. و دست آخر نيز ديديم كه چقدر با حقارت به دار مجازات آويخته شد.  اميد ميرود كه سران عاقل جمهوري اسلامي نگاهي دقيق به گذشته تاريخ داشته باشند و البته تصور نكنند كه آقاي اوباما جنگ ستيز نيست ، فراموش نكنيم كه حمله و جنگ را رئيس جمهور ايالات متحده انتخاب نميكند بلكه سازمان اطلاعات ايالات متحده موسوم به سيا CIA تعيين مي كند. يادآور ميشود كه در صورت حمله ايالات متحده تمامي كشور دچار مشكل خواهد شد لذا اگر حضرات ذره اي به فكر ميهن خويش هستند بايد قانون مدار باشند و آينده نگر

Some scene from missile attack is the first day of shooting at U.S. forces in Iraq have been
These days, violent days of very hard and is filled with inflammatory or even any that may happen and also heads the dominant system are not hearing may be never listen to any time and are close to the crash. Therefore, in these articles to prevent steep fall is a reminder date. Mid-October the elections in 2002 AD, in order of Saddam Hussein in Iraq with a hundred percent of the vote means a vote of eleven million Iraqi citizens for a period of 7 years as the future president was elected. Saddam Hussein and with pride in the Iraqi media, and against the Iraqi people, proudly announced that with all votes in the percentage hundred Iraqi people again, he is the president of Iraq, although the world of Saddam, but this election laugh laugh them not listened or maybe because I hear that Saddam don’t want  of their great power Militia forces (Basij forces such as force in Iran) and the hope that by having this huge force that even his brother did not trust his brother will be able to continue with the power to go . very illusion because the president of Iraq criminal less than 5 months could be president, because that on March 20, 2003 Time 5:30 minutes in the morning Baghdad time hundreds of missiles to the country’s centers of power in Iraq, the U.S. be hit States and western countries officially attacked Iraq and the Iraqi army strong? Militia devoted forces that Saddam Hussein had nothing to Saddam and did not only think their lives were. The last attack and destruction of Saddam’s government, because western countries to attack Iraq, to be frustrated by the law reform in Iraq and therefore the U.S. government was also impish don’t let reading even Saddam Hussein Saddam Hussein that the new government to reach the border in 5 months . Of Western forces attacked Saddam’s death saw her children see her grandson’s death, everything that disappear during 1955, more than fifty years was made with eyes see. And back see how the forces Militia him were empty. Finally, and also seen how having the humility to punishment was executed. Says hope that wise heads of the Islamic Republic look accurate to the past history and of course have not to imagine that the hatred of war is not Mr president Obama , Bear in mind that war and the president attacked the U.S. intelligence services, but does not choose the United States called the CIA sets. If the attack is a reminder that the United States all the country’s problems will be leaders, so if people think a bit to their homeland should be prospective and the circuit.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 18:38:52 | Permalink | Comments Off

Monday, June 22, 2009

جام زهر ، روي ميز رهبر

گزارشها حكايت از آن دارد كه سران سياسي ، نظامي و مذهبي ، ملاقاتي محرمانه با رهبر حكومت اسلامي داشته اند . در اين ملاقات صراحتا به رهبر گفته شده كه به شدت نگران امنيت نظام هستند. حتي در اين ملاقات يكي از سران نظام عنوان نموده است كه آقاي احمدي نژاد اينقدر ارزش دارد كه هزينه اي اين چنين بايد براي حضور وي در قدرت پرداخت شود؟ يكي ديگر از اين افارد نيز گفته كه توان مقابله بيش از اين در مقابل مردم نيست و اگر اين اعتراضات به شهرهاي كوچكتر سرايت نمايد اين احتمال وجود دارد كه حكومت اسلامي در سراشيبي سقوط قرار گيرد. در اين جلسه مجدانه از رهبر حكومت اسلامي خواسته شده است همچون سلف خويش امام خميني جام زهر را بنوشد و آقاي احمدي نژاد را فداي نظام كند.

پيش از اين ، تحت عنوان نصيحت به رهبر گفته شد كه از گذشته بايد پند گرفت ، اما در سخنراني نماز جمعه هفته گذشته رهبر حكومت اسلامي در اقدامي عجيب ! و به عوض انكه به عنوان رهبر جانب هيچكسي را نگيرد در حركتي جانبدارانه شمشير را از رو بست و از قضا موجب ايجاد فضاي رعب و وحشت شد و در راهپيمايي روز شنبه جوانان پاك ميهن را به خاك و خون كشيدند. و يكي از اين عزيزان زنده ياد ” ندا آقا سلطان ” است كه گويا در حال تبديل شدن به سمبل اين جنبش و همچون ژاندارك ايران ، خون خويش را فداي اين راه نمود. تصاوير به شهادت رسيدن ندا عزيز در افكار عمومي جهان تاثير بسيار خوبي براي جنبش داشت و بزرگترين چالش براي حكومت اسلامي بود. چالشي كه باعث  يك جلسه اضطراري براي مقابله با سيستم احمدي نژاديسم بود. گفته ميشود كه رهبر حكومت اسلامي تا روز پنجشنبه از افراد ياد شده فرصت خواسته است تا بلكه بتواند با اين مشكل كنار بيايد. هرچند اولين اقدامات براي گذر از آقاي احمدي نژاد توسط شوراي نگهبان برداشته شد و بر پايه اين گزارش بيش از سه ميليون راي تقلب شده است و شايد اين ميزان تقلب تا روز پنجشنبه و براي جلوگيري از گسترش جنبش بيش از اين مقدار شود و چه بسا كه انتخابات باطل شود. تا روز پنجشنبه زمان چنداني نيست ، تا روز پنجشنبه صبر مي كنيم تا ببينيم چه ميشود!؟(منظور از صبر اين نيست كه تا روز 5 شنبه دست روي دست بگذاريم)     

Stories from the reports is that political leaders, military and religious, confidential meeting with the leader of Islamic rule have. The meeting leader said explicitly that the security system are extremely worried. Even met one of the leaders in this system, as Mr. Ahmadinejad, who has so much value to expenditure of such power must be paid in his presence? One of the other Afard also be said that this fight over in front of people and if this is not the protests spread to smaller cities are likely provider of Islamic state is the steep fall. This meeting Mjdanh leader of the Islamic government has asked his predecessor as Imam Khomeini Cup bane of Mr. Ahmadinejad and Bnvshd system is sacrificed.
Before, under advice of the leader was said to be moral in the past, but his speech Friday prayer leader of the Islamic government in last week acting strange! And they change as a leader Ngyrd No one from the motor end I Janbdaranh the sword without cause and space to create fear and Rb was deleted in Mihan Youth Day rallies Monday to a group of blood and soil. One of these loved ones live and learn “Neda Agha Sultan” is Gooya now become a symbol of this movement and as Zhandark, his blood be sacrificed in this way. Images to achieve martyrdom Neda Aziz effect on world public opinion was very good movement and was the biggest challenge for the Islamic state. The challenge for the emergency session to deal with a system Nzhadysm was Ahmadi. According to Islamic rule is that the leaders on Thursday asked people mentioned the opportunity, but to be able to come this problem. Although the first steps for the transition from Mr. Ahmadinejad was removed by the Guardian Council, and based on this report, more than three million votes, and maybe this is cheat amount to fraud on Thursday and prevent the spread of the movement is more than this amount and possibly even the election is invalid. Not much time until Thursday, we wait until Thursday.

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 22:47:01 | Permalink | Comments (2)

Saturday, June 20, 2009

Shame on you Mr. Obama


 

 

Hello Mr. Obama are you good? Comfortable night you lying? TOP dog for your children you found? What is the name of dogs? Comfortable nights rest for you? Conscience, not that pain? Have not forgotten that the freedom of the United Nations support? Mr. President, if you ask the Council of the problem but they are killed, are injured, hit the poor people can eat, but they imagine that a president of the country name is the United States wants Liberation . What illusion? Sir, “Obama” before the U.S. elections servant imagine that Senator McCain had the better of you, but I do not imagine today, but I believe Senator McCain has been much better and he would be President of the United States were perhaps the nation state These people dare not quarrel Iran would make the target of attacks Senator McCain was head of the president would. Wind coward shame on the person and the worse they coward president United States is also

 

سلام آقاي اوباما حال شما خوب است ؟ شب را راحت خوابيده ايد؟ راستي براي فرزندان خود سگ پيدا كرديد؟ اسم آن سگ ها چيست ؟ شبها راحت استراحت مي كنيد ؟ وجدان درد كه نداريد؟ فراموش نكرده ايد كه قرار بود از ملل آزادي حمايت كنيد!؟ آقاي رئيس جمهور اگر از احوالات مردم ايران جويا باشيد مشكلي نيست جز آنكه كشته مي شوند ، مجروح مي شوند ، كتك مي خورند اما اين بيچاره مردم تصور شان بر اين است كه رئيس جمهور كشوري به نام ايالات متحده حامي آزادي خواهان است  . چه خيال باطلي !؟ آقاي “اوباما” قبل از انتخابات ايالات متحده تصور بنده اين بود كه سناتور مك كين بهتر از شما است اما امروز ديگر تصور ندارم بلكه باور دارم سناتور مك كين بسيار بهتر از بوده است و ايكاش ايشان رئيس جمهور ايالات متحده مي شدند تا شايد دولت ملت ستيز اينگونه جرات نكند مردم ايران را آماج حملات خود سازد ايكاش سناتور مك كين رئيس رئيس جمهور شده بود ايكاش.   شرم باد بر آدم ترسو و بدتر آنكه آن شخص ترسو رئيس جمهور ايلات متحده هم باشد
 

 

Posted by BEHESHT STREET                 خیابان بهشت    in 23:52:41 | Permalink | Comments (16)